«امنیت و آزادی: آیا میتوان در سایه امنیت، آزادانه زیست؟» از همان صفحات آغازین بر یک تمایز مفهومی بنا میشود که ستون اصلی کتاب سلمان صادقیزاده است: امنیت میتواند «ایستا» باشد یا «پویا». امنیت ایستا با کاهش حرکت اجتماعی، کنترل، سکون و مهار تغییر به دست میآید؛ امنیت پویا درست برعکس، در جامعهای شکل میگیرد که آزادی، مشارکت و کنشگری اجتماعی امکان حرکت ایجاد کردهاند. صادقیزاده از همین دوگانه به پرسش اصلی کتاب میرسد: اگر حفظ امنیت به خاموش کردن نیروهایی بینجامد که جامعه را زنده نگه میدارند، آیا حاصل کار واقعا امنیت است؟ نویسنده برای صورتبندی تفاوت خود ابتدا دو تعبیر «امنیت در خود» و «امنیت برای خود» را پیشنهاد میکند. در اولی، امنیت خود هدف است؛ نظم باید حفظ شود حتی اگر نتیجهاش سکون اجتماعی باشد. در دومی، امنیت ابزار تحقق چیزی فراتر از خویش است: جامعه باید به اندازهای امن باشد که افراد بتوانند بیندیشند، انتخاب کنند، مشارکت کنند و شکل زندگی جمعی را تغییر دهند. صادقیزاده این دو صورت را بعدتر با اصطلاحهای روشنتر «امنیت استاتیک» و «امنیت دینامیک» توضیح میدهد و امنیت پویا را حاصل پیوند پایدار آزادی و امنیت میداند؛ الگویی که در آن تحقق امنیت از مسیر تثبیت آزادی میگذرد. نمونهای که متن برای ملموس کردن این تمایز انتخاب میکند، تقابل اسپارت و آتن است. اسپارت در روایت کتاب نمایندهٔ جامعهای است که بقا، انضباط و سازمان نظامی را در مرکز قرار میدهد؛ آتن نمایندهٔ جامعهای که آزادی مدنی، مشارکت و آفرینش فکری را امکان میدهد. این دو شهر برای صادقیزاده بیش از آنکه موضوع یک پژوهش مستقل تاریخ باستان باشند، «تیپ آرمانی» دو تصور متفاوت از امنیتاند. یکی میکوشد حرکت را کم کند تا نظم پایدار بماند؛ دیگری میپذیرد که جامعهٔ زنده همیشه همراه با تعارض، تغییر و مخاطره است. همین مثال در عین کارآمدی نیازمند احتیاط است. آتن تاریخی را نمیتوان معادل جامعهٔ آزاد به معنای مدرن گرفت؛ شهروندی سیاسی آن بخش بزرگی از ساکنان، از جمله زنان، بردگان و بیگانگان مقیم را کنار میگذاشت. اسپارت نیز تنها یک پادگان عظیم نبود و ساختار سیاسی خاص و پیچیدهٔ خود را داشت. بنابراین ارزش مقایسه بیشتر مفهومی است تا تاریخنگارانه. اگر خواننده این دو شهر را بهعنوان دو مدل تحلیلی ببیند، دوگانهٔ کتاب روشنگر است؛ اگر آنها را تصویر کامل دو جامعهٔ واقعی بداند، بخشی از پیچیدگی تاریخ حذف میشود. بحث معاصر آزادی نیز بسیار پیچیدهتر از یک تقابل میان آزادی و محدودیت است و میان آزادی منفی، آزادی مثبت و صورتهایی چون آزادی جمهوریخواهانه تمایز میگذارد. مسیر بحث بعد از این مقدمه به ایران نزدیکتر میشود. صادقیزاده استدلال میکند که تجربهٔ تاریخی ناامنی، جنگ و تهدید سرزمینی سبب شده در ذهن سیاسی ایرانی، امنیت اغلب با حفظ کالبد سرزمینی و کنترل تهدید پیوند بخورد. او سپس میان نوعی «ملیگرایی هیجانی» و «ملیگرایی خردمدار» فرق میگذارد. در اولی، تصویر جغرافیایی ایران چنان محوریت پیدا میکند که امنیت به دفاع از همان تصویر فروکاسته میشود؛ در دومی، آنچه باید حفظ شود «تصور ایران»، یعنی امکان تولید فرهنگی، اجتماعی و سیاسی خود جامعه است. در این نقطه آزادی مدنی برای نویسنده دیگر ارزشی افزوده بر امنیت نیست؛ شرط تولید تخیل اجتماعی و آرمانهای جمعی میشود. این استدلال با مسیر فکری قبلی صادقیزاده همخوان است. او در «امنیت سوژهمبنا» نیز کوشیده بود مرکز ثقل مطالعات امنیتی را از ساختارهای کلان به سوژه و کنشگری اجتماعی منتقل کند. از سوی دیگر، ترجمهٔ چند اثر آلن تورن، از جمله «بازگشت کنشگر» و «دموکراسی چیست؟»، نشان میدهد که مفاهیمی مانند سوژه، کنشگر و توانایی جامعه برای ساختن خود، مدتی است در کار او حضور دارند. «امنیت و آزادی» این دغدغه را از سطح نظریهٔ امنیت به بحثی عمومیتر دربارهٔ شکل مطلوب زندگی سیاسی میبرد. نقطهٔ قوت کتاب این است که از فرمول رایج «کمی آزادی را برای امنیت قربانی کنیم» فاصله میگیرد. صادقیزاده مسئله را از نو تعریف میکند: شاید امنیتی که برای بقای خود دائما آزادی را محدود میکند، در درازمدت همان نیروهایی را نابود کند که امنیت پایدار به آنها وابسته است؛ اعتماد، خلاقیت، مشارکت و توان اصلاح خطاها. استعارهٔ دوچرخه در متن همین معنا را حمل میکند: برخی نظامها فقط وقتی پایدار میمانند که حرکت کنند. سکون کامل در آنها تعادل نیست؛ سقوط است. در مقابل، کتاب زمانی آسیبپذیرتر میشود که مدل نظری خود را به داوریهای بسیار بزرگ تاریخی پیوند میزند. نسبت دادن فراز و فرود ملتها به نحوهٔ آشتی دادن امنیت و آزادی ایدهای جذاب است، اما برای تبدیل شدن به توضیح تاریخی کافی، باید عواملی چون اقتصاد، ن
درباره سلمان صادقی زاده
سلمان صادقی زاده متولد سال 1365، دارای مدرک دکترای جامعه شناسی سیاسی از دانشگاه تهران، استادیار پژوهشکده مطالعات اجتماعی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، مولف و مترجم می باشد.