1. خانه
  2. /
  3. کتاب چشمهایت را ببند و به انگلستان فکر کن

کتاب چشمهایت را ببند و به انگلستان فکر کن

نویسنده: آنتونی ماریوت
3.8 از 1 رأی

کتاب چشمهایت را ببند و به انگلستان فکر کن

Shut Your Eyes and Think of England
مترجم:
انتشارات: بیدگل
٪10
332500
299250
معرفی کتاب چشمهایت را ببند و به انگلستان فکر کن
نمایشنامه‌ی «چشمانت را ببند و به انگلستان فکر کن» نوشته‌ی آنتونی ماریوت و جان چاپمن، کمدی‌ای است که زیر خنده‌هایش اضطرابی جدی پنهان شده است. اثر در ظاهر با سوءتفاهم‌ها، تغییر هویت‌ها، رفت‌وآمدهای شتاب‌زده و آشوبی تمام‌عیار پیش می‌رود، اما در لایه‌ی زیرینش تصویری تند و طعنه‌آمیز از بریتانیای دهه‌ی هفتاد می‌سازد؛ کشوری که میان زوال امپراتوری، بحران اقتصادی و هجوم سرمایه‌های خارجی، دیگر آن قطعیت باشکوه گذشته را ندارد. عنوان نمایشنامه نیز از همان ابتدا بار معنایی دوگانه‌ای به دوش می‌کشد: از یک‌سو یادآور نسخه‌ای قدیمی از تسلیم و تحمل است، و از سوی دیگر به شکلی کنایه‌آمیز نشان می‌دهد که این‌بار نه فقط یک زن در موقعیتی ناخوشایند، بلکه یک جامعه‌ی کامل از آن خواسته می‌شود چشم‌هایش را ببندد و واقعیت را تاب بیاورد. داستان پیرامون آرتور پولن، حسابدار ساده و کم‌ادعایی می‌چرخد که ناخواسته وارد شبکه‌ای از زدوبندهای مالی و سیاسی می‌شود. او نماینده‌ی همان انسان معمولی است که نه جاه‌طلب است و نه اهل توطئه، اما ناگهان خود را در میانه‌ی سازوکاری می‌یابد که بسیار بزرگ‌تر از فهم و اراده‌ی شخصی اوست. در این جهان، نخبگان سیاسی و اقتصادی با چنان بی‌پروایی‌ای درباره‌ی منافع، قراردادها و حتی سرنوشت کشور معامله می‌کنند که گویی سرزمین هم کالایی دیگر در ویترین است. طنز نمایشنامه از همین‌جا جان می‌گیرد: وقتی وطن، اخلاق و حیثیت عمومی به زبان معامله ترجمه می‌شوند، خنده به چیزی میان حیرت و تلخی تبدیل می‌شود. یکی از جذابیت‌های اصلی اثر این است که فساد را فقط در افراد بدذات نشان نمی‌دهد، بلکه آن را در ریتم زندگی اجتماعی رسوب‌کرده می‌بیند. هتل، که بیشتر رخدادها در آن می‌گذرد، فضایی بسته و شلوغ است؛ مکانی که آدم‌ها در آن مدام از اتاقی به اتاق دیگر می‌دوند، حرف‌ها را نیمه‌کاره رها می‌کنند، درها را می‌بندند و دوباره باز می‌کنند، و هیچ‌کس دقیقا نمی‌داند چه کسی چه چیزی را می‌داند. همین معماری صحنه، به‌خوبی حس جامعه‌ای را منتقل می‌کند که در آن شفافیت از بین رفته و هر کنش انسانی زیر فشار سوءتفاهم و پنهان‌کاری له می‌شود. فرم فارس در اینجا فقط وسیله‌ی سرگرمی نیست؛ خودش به استعاره‌ای از نظم سیاسی و اخلاقی فروریخته بدل می‌شود. آرتور در این میان از یک تماشاگر منفعل به شخصی تبدیل می‌شود که ناچار است برای بقا نقش بازی کند. این نقش‌پذیری، هرچند از سر اجبار است، اما به‌تدریج او را به این آگاهی می‌رساند که قدرت همیشه با صدای بلند ظاهر نمی‌شود؛ گاهی در سکوت اداری، در لبخندهای ساختگی، در قراردادهای مبهم و در اطاعت جمعی عمل می‌کند. نمایشنامه با شوخی‌های تند و موقعیت‌های مضحک، این حقیقت را آشکار می‌سازد که انسان وقتی در ساختاری آلوده گرفتار می‌شود، یا باید قواعد آن را بپذیرد یا راهی برای برهم زدنش پیدا کند. مسئله فقط نجات فردی نیست؛ مسئله این است که آیا می‌توان در برابر منطق کالایی‌سازی همه‌چیز، هنوز از شرافت، انتخاب و مسئولیت حرف زد یا نه. آنچه این نمایشنامه را فراتر از یک کمدی موقعیت معمولی می‌برد، توانایی‌اش در آمیختن خنده با انتقاد اجتماعی است. شخصیت‌ها اغلب مضحک‌اند، اما مضحک‌بودنشان چیزی از رنج ساختاری‌ای که در آن زندگی می‌کنند کم نمی‌کند. خنده‌ای که متن می‌سازد، خنده‌ی آسوده نیست؛ خنده‌ای است که مدام آدم را وادار می‌کند پشت پرده‌ی شوخی را ببیند. از همین رو، پایان اثر هم بیش از آنکه پیروزی قطعی کسی باشد، نوعی بیداری است: فهم این‌که بستن چشم‌ها هیچ‌گاه واقعیت را حذف نمی‌کند، فقط آن را به شکل خطرناک‌تری نگه می‌دارد. «چشمانت را ببند و به انگلستان فکر کن» یادآوری می‌کند که وقتی جامعه‌ای از دیدن حقیقت فرار کند، حتی خنده‌هایش هم بوی اضطراب می‌گیرند. و شاید مهم‌ترین لحظه‌ی نمایش همان لحظه‌ای باشد که شخصیت‌ها، از دل آشوب، به این انتخاب نزدیک می‌شوند: یا با چشم‌های بسته در خواب نظم پوسیده بمانند، یا برای یک‌بار هم که شده، تاریکی را همان‌طور که هست ببینند.
درباره آنتونی ماریوت
درباره آنتونی ماریوت
آنتونی ماریوت جی پی (17 ژانویه 1931 ، لندن - 17 آوریل 2014) نمایشنامه نویس ، فیلم نامه نویس و بازیگر انگلیسی بود. او به عنوان نمایشنامه نویس به عنوان نویسنده مشترک، با آلیستر فوت، «ما انگلیسی هستیم» که در تاریخ 3 ژوئن 1971 در تئاتر استرند، لندن افتتاح شد، شناخته شد. این کار در 52 کشور اجرا شده است و در 21 فوریه 1979 طولانی ترین نمایش کمدی در حال اجرا در تاریخ تئاتر جهانی شد. نسخه ای از فیلم با بازی رونی کوربت در سال 1973 منتشر شد.
دسته بندی های کتاب چشمهایت را ببند و به انگلستان فکر کن
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب چشمهایت را ببند و به انگلستان فکر کن" ثبت می‌کند