«هالیوود نامنسجم» اثر تاد برلینر، با عنوان کامل «هالیوود نامنسجم: روایت در سینمای دهه هفتاد»، کتابی مهم در حوزه مطالعات سینمایی است که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد و به بررسی یکی از پیچیدهترین و بحثبرانگیزترین دورههای تاریخ سینمای آمریکا میپردازد. موضوع اصلی کتاب، سینمای دهه ۱۹۷۰ ایالات متحده است؛ دورهای که معمولا با نامهایی چون هالیوود نو، رنسانس هالیوود یا سینمای پسااستودیویی شناخته میشود. برلینر در این اثر میکوشد نشان دهد که فیلمهای این دوره صرفا نتیجه بحران اجتماعی، تقلید از سینمای هنری اروپا یا شورش جوانان فیلمساز علیه نظام کلاسیک نبودند، بلکه از نظر فرمال و روایی نیز منطق زیباییشناختی خاص خود را داشتند؛ منطقی که بر ابهام، گسست، ناهمواری و نامنسجمنمایی حسابشده بنا شده بود. ایده مرکزی کتاب این است که «نامنسجمی روایی» در سینمای دهه هفتاد ضعف یا بینظمی اتفاقی نبود، بلکه یک راهبرد هنری آگاهانه محسوب میشد. فیلمسازان این دوره قواعد روایت کلاسیک هالیوود، مانند پیرنگ خطی، انگیزههای روشن شخصیتها، پایانبندی قطعی و مرزبندی اخلاقی ساده میان خیر و شر را به چالش کشیدند. اما برلینر تأکید میکند که این نقض قواعد به معنای فروپاشی کامل روایت نبود؛ برعکس، فیلمها همچنان با دقت ساخته میشدند، اما تماشاگر را مجبور میکردند فعالتر، تردیدآمیزتر و تحلیلیتر با داستان روبهرو شود. به بیان دیگر، این سینما مخاطب را از مصرفکننده منفعل به مفسر و حلکننده معما تبدیل میکرد. کتاب با تمرکز بر نمونههای شاخصی از سینمای دهه هفتاد، سازوکارهای این نامنسجمی کنترلشده را توضیح میدهد. یکی از محورهای اصلی، شخصیتپردازی ضدقهرمانانه است. در فیلمهایی مانند «راننده تاکسی»، شخصیت تراویس بیکل نه قهرمانی قابل ستایش است و نه شروری ساده؛ او آمیزهای از تنهایی، خشونت، میل به پاکسازی اخلاقی و آشفتگی روانی است. انگیزههای او همواره شفاف نیست و همین ابهام، تماشاگر را در موقعیتی ناآرام قرار میدهد. برلینر نشان میدهد که این نوع شخصیتپردازی، برخلاف سنت کلاسیک، همذاتپنداری را دشوار میکند و بهجای آرامش روایی، تنش تفسیری میآفریند. محور دیگر کتاب، ساختارهای روایی پیچیده و نامتقارن است. برلینر در تحلیل آثاری مانند «پدرخوانده: قسمت دوم» نشان میدهد که روایتهای موازی، جابهجاییهای زمانی و تقابل گذشته و حال، نه صرفا برای زیبایی بصری، بلکه برای ایجاد معنایی تاریخی و اخلاقی به کار میروند. در چنین فیلمهایی، پیرنگ مانند مسیری مستقیم پیش نمیرود، بلکه از طریق انعکاسها، تضادها و شکافهای زمانی شکل میگیرد. همچنین در فیلمهایی مانند «محله چینیها» و «ارتباط فرانسوی»، پایانبندیها به جای حل کامل بحران، نوعی شکست، سرخوردگی یا ابهام اخلاقی برجای میگذارند. عدالت برقرار نمیشود، حقیقت لزوما نجاتبخش نیست و شخصیتها در جهانی گرفتارند که از کنترل آنان بیرون است. یکی از ارزشهای مهم «هالیوود نامنسجم» آن است که برخلاف بسیاری از تحلیلهای رایج درباره سینمای دهه هفتاد، فقط بر زمینههای تاریخی مانند جنگ ویتنام، واترگیت، بحران اعتماد عمومی یا تغییرات نسلی تکیه نمیکند. برلینر البته اهمیت این عوامل را انکار نمیکند، اما تمرکز اصلی خود را بر این میگذارد که فیلمها چگونه ساخته شدهاند و فرم آنها چگونه معنا تولید میکند. رویکرد او نئو-فرمالیستی است و بر جزئیات روایت، تدوین، صحنهپردازی، صدا، بازیگری و شیوه هدایت ادراک تماشاگر تأکید دارد. از این جهت، کتاب برای فهم سازوکار درونی فیلمها بسیار سودمند است و نشان میدهد که آشفتگی ظاهری این آثار، پشتوانهای دقیق و طراحیشده دارد. با این حال، کتاب محدودیتهایی نیز دارد. تمرکز شدید بر فرم و روایت باعث میشود نقش اقتصاد سینما، تغییر نظام استودیویی، مناسبات تولید و نقش تهیهکنندگان کمتر برجسته شود. همچنین بیشتر نمونههای مورد بحث از میان آثار تثبیتشده و مشهور انتخاب شدهاند و سینمای حاشیهایتر یا کمتر دیدهشده دهه هفتاد سهم کمتری در تحلیل دارد. با وجود این، «هالیوود نامنسجم» اثری اساسی برای شناخت سینمای مدرن آمریکا است. برلینر بهخوبی نشان میدهد که دهه هفتاد دورهای استثنایی بود؛ زمانی که سینمای جریان اصلی توانست پیچیدگی، ابهام و بدبینی را در دل سرگرمی عمومی جای دهد، پیش از آنکه منطق بلاکباسترهای سادهتر و فرمولمحور در پایان همان دهه دست بالا را پیدا کند.
درباره تاد برلینر
تاد برلینر، استاد مطالعات فیلم در دانشگاه کارولینای شمالی ویلمینگتون می باشد، وی زیبایی شناسی فیلم، روایت و سبک و تاریخ فیلم آمریکایی را آموزش می دهد.