بحیا بن یوسف ابن پاقودا اندلسی در مقدمهی کتاب وظایف قلبها، وظایف یا فرایض هر فرد مومن را به دو گروه فرایض جوارحی (علم ظاهر) و فرایض قلبی (علم باطن) تقسیم میکند. آنگاه با تأکید بر خلاء معنوی موجود در جامعهی یهود در زمان خود، از التزام تقلیدی به رعایت ظواهر احکام شرعی و عبادات واجب، انتقاد مینماید و تعقل و تفکر دربارهی نیتی که در پس هر عمل شرعی و عبادی نهفته است را بر هر فرد عاقل و بالغ واجب میشمارد. زیرا عقل، تورات و سنت حاخامی در توافقند که حقیقت عبادات وابسته به نیتی است که در آن است. به عبارت دیگر از دیدگاه بحیا، عمل صحیح به فرایض جوارح (احکام ظاهری) بدون عمل به فرایض قلبی که همان فرایض باطنی و عقلانی هستند، غیرممکن است.
ابن پاقودا ده فصل کتابش دربارهی وظایف قلبی را ده دروازهای میداند که هر فرد یهودی باید از آنها گذر کند (به رعایت آنها بپردازد) تا به کمال معنوی دست یابد. فارغ از ارزش آکادمیک و تاریخی این اثر، اکنون پس از گذشت حدود 9 سده از تألیف آن، بار دیگر این کتاب از همان جایگاهی که منجر به خلق آن شد، واجد ارزش شده است، و آن غلبهی فقه و مناسک ظاهری بر معنا و باطن دین است. در دوران ما چه بسیار کسان که در تلاشند فقط "ظاهر" را مقبول جامعه جلوه دهند، هرچند آن ظاهر فاقد باطنی هماهنگ و گاه حتی با نیتی خلاف وظایف جوارحی باشد. آموزهی بحیا میتواند مخاطب امروزی را نیز فارغ از نوع باورهای دینیاش، متوجه دو عنصر اساسی اخلاق این گمشدهی عصر ما و معنا گوهر دین نماید.
یک فیلسوف یهودی و ربی بود که در تائیفای
سرقسطه در اندلس اسلامی (اکنون اسپانیا) میزیست.