نوجوانی فصل عجیبی در زندگی هر انسانی به شمار میرود؛ مرزی بین کودک درون و انسان در حال تبدیل شدن. درون هر نوجوان گفتوگویی خاموش جریان دارد: میان صدایی که میخواهد تأیید شود و صدایی که میخواهد خودش باشد. در این بزنگاه جرأتورزی یعنی شنیدن صدای دوم، صدای خود واقعی.
جرأتورزی پرخاش نیست؛ نمایش قدرت نیست؛ حتی مخالفت صرف هم نیست. جرأتورزی یعنی توان ایستادن با آرامش در برابر فشار دیگران و گفتن حقیقت درونی بدون ترس از طرد و بدون نیاز به تجاوز به مرزهای دیگران. این مهارت پلیست میان احترام به خود و احترام به دیگران؛ جایی که واژهها «آینه صداقت» میشوند.
علم روانشناسی میگوید توان جرأتورزی در مغز ما از تعادل میان دو مدار به دست میآید: مدار بقا (ترس، اجتناب، خشم) و مدار معنا (آگاهی، انتخاب، احترام). هرگاه نوجوان یاد میگیرد قبل از واکنش مکث کند و نفس بکشد مدار معنا فعال میشود و صدای خردمندانه وجودش خودش را نشان میدهد. این کتاب راهنمای همین بازگشت است؛ بازگشت به صدای راستین دل.
در هر فصل یکی از دیوارهای درونی سکوت یا ترس فرو میریزد و جایش را به گفتوگویی سالم میدهد؛ از شناخت احساس و نیاز تا گفتن «نه» و ایستادن در برابر قضاوت و دفاع از ارزشها. در پایان سفر نوجوان درمییابد که جرأتورزی فقط یک مهارت اجتماعی نیست بلکه یک هویت درونی است: من آرام، من شفاف، من قهرمان. در هر تمرین شما با خودتان روبهرو میشوید، با صداهای درونیتان گفتوگو میکنید و قدمبهقدم یاد میگیرید چگونه بدون فریاد، قدرت را نفس بکشید.
جرأتورزی یعنی: «من هستم و حق دارم شنیده شوم.» «تو هستی و من مرز تو را محترم میگذارم.» از همین جملهها جهان ارتباطات شروع میشود و این کتاب نقشهی همان جهان است.
منیر کلانتر قریشی نویسنده ایرانی متولد سال 1358 میباشد.