«هر روز یک تیر» چهارمین کتاب داستانی «نرگس نظیف» بعد از دو رمان و یک مجموعه داستان است. هفده داستان این مجموعه، حاصل کار او در طول یک دههی گذشتهاند و همگی سرشار از لحظههای ناب انسانی، عشق، مرگاندیشی و سایر وجوه زندگی انسان مدرن. به همین علت است که «هر روز یک تیر» را میتوان تصویرگر زندگی همان طور که اغلب ما تجربه میکنیم، دانست. زبان پاکیزه، روایت جذاب و خواندنی و نگاه صادقانه، ازجمله ویژگیهای سبک «نظیف» در این کتاب و سایر آثار اوست.
هر هفده داستان این مجموعه فضای واقعی و رگههای پررنگ اجتماعی دارند، اما از نظر مضامین و شیوههای روایی، تنوع قابل ملاحظهای در کتاب رعایت شده است که باعث میشود خواننده همهی داستانها را با لذت بخواند و احساس خستگی نکند.
برشی از کتاب:
موهایم را کوتاه کردهام. چند تار مسیرنگ هم از بینشان درآوردهام. تیشرت زردی پوشیدهام با شلوار پارچهای سفید. دلم میخواهد خوشگل و تمیز بمیرم. اینطور کار مردهشویها هم راحتتر میشود. نمیدانم چرا بوی گاز نمیآید یا شاید من حس نمیکنم. مینشینم روی کاناپه و به شیر گاز نگاه میکنم. مطمئن میشوم که شیر را باز کردهام. دوباره دراز میکشم. همیشه اگر یادم میرفت شیر گاز را ببندم بوی گاز سریع در اتاق میپیچید و حالم را به هم میزد. یک قرص خوابآور هم خوردهام که خوابم ببرد. اما انگار آن هم افاقه نمیکند.
موهایم را کوتاه کردهام. چند تار مسیرنگ هم از بینشان درآوردهام. تیشرت زردی پوشیدهام با شلوار پارچهای سفید. دلم میخواهد خوشگل و تمیز بمیرم. اینطور کار مردهشویها هم راحتتر میشود. نمیدانم چرا بوی گاز نمیآید یا شاید من حس نمیکنم. مینشینم روی کاناپه و به شیر گاز نگاه میکنم. مطمئن میشوم که شیر را باز کردهام. دوباره دراز میکشم. همیشه اگر یادم میرفت شیر گاز را ببندم بوی گاز سریع در اتاق میپیچید و حالم را به هم میزد. یک قرص خوابآور هم خوردهام که خوابم ببرد. اما انگار آن هم افاقه نمیکند.