کتاب «جنجال هایدگر: فلسفه، سیاست و پرسش درباره ناسیونال سوسیالیسم» به گردآوری، ویراست و قلم یورگ آلتوگ، نویسنده و روزنامهنگار سوئیسی است. انگیزه شکلگیری کتاب، جنجالی بود که در ۱۹۸۷ با انتشار «هایدگر و نازیسم» نوشتهی ویکتور فاریاس در فرانسه برانگیخته شد. فاریاس که خود شاگرد سابق هایدگر بود، بر پایهی پژوهش آرشیوی استدلال کرد وابستگی و همکاری هایدگر با حزب نازی گذرا و فرصتطلبانه نبوده، ریشهدار و آگاهانه بوده است. موج این جنجال در فرانسه حتی از زادگاه هایدگر یعنی آلمان هم شدیدتر بود. ذیل همین جنجالها، آلتوگ در اثر حاضر، به جای نگارش یک تکنگاری تازه، نظرات متفاوت در این جنجالها را در یک جلد کتاب، کنار هم چید. کتاب مقاله، مصاحبه و حتی یک نامه از چهرههایی چون هانس گئورگ گادامر، یورگن هابرماس، ژاک دریدا، امانوئل لویناس، آلن فینکلکروت، موریس بلانشو و فیلیپ لاکو-لابارت را در بر میگیرد. خود آلتوگ هم با مقالهای به نام «هایدگر در فرانسه و بازگشت؟» به عنوان نویسنده نیز حضور دارد. تنوع مواضع، ویژگی برجسته این گردآوری است. عنوان مصاحبه هابرماس، «مارتین هایدگر؟ نازی، مطمئنا یک نازی!»، به تنهایی قضاوت صریح او را نشان میدهد. دریدا در مصاحبهای با نام «جهنم فلسفه» موضعی محتاطتر میگیرد: خویشاوندی فکری هایدگر با نازیسم را میپذیرد اما هشدار میدهد قضاوت هایدگر بدون غور در متن آثارش یک قضاوت سطحی است. عنوان نوشته لویناس، «شیطانی که به تفکر وامیدارد»، از زاویهی یک فیلسوف یهودی، که خود از هایدگر تأثیر پذیرفته، تلخی این مواجهه را میرساند. کنار این مقالات، بخشهای تاریخیتری هم در کتاب جا خوش کردهاند: نوشته ژان-پل آرون درباره همایش هایدگر در سریزی در ۱۹۵۵، بررسی ژان-میشل پالمیه از مسیر نفوذ هایدگر در فرانسه و نوشته ژان بوفره. این بخشها نشان میدهند کتاب صرفا واکنشهای تازه به کتاب فاریاس را گرد نیاورده، بلکه تاریخچه چند دههای پذیرش هایدگر در فرانسه را هم روایت میکند. به طور کلی، خواننده در این کتاب به جای دنبالکردن یک خط فکری معین، در معرض کشمکش زندهی اندیشمندانی قرار میگیرد که هرکدام از زاویهای متفاوت به پرسش رابطه فلسفهی هایدگر با گذشته سیاسیاش پاسخ دادهاند. همین ویژگی، کتاب را به سندی از یک لحظه خاص در تاریخ فلسفه معاصر تبدیل کرده است.