در ورشو هرجا باشی جای زخمهای جنگ را میبینی| کافه پولونیا دربارهی «پناهندگان لهستانی» است. منصور ضابطیان در جریان سفرش به ورشو، با تعدادی بازماندهی لهستانی که در سال 1321 به ایران وارد شدند مصاحبه و بهدنبال آن به شهرهایی در ایران سفر میکند که یا مقصد پناهندگان بوده، یا آرامگاه ابدیشان. او پس از جستوجوی نشانهها و خاطرهها، مشاهدات خودش را از وقایع به تصویر میکشد. بنابراین، کتاب حاضر «سفرنامهی لهستان» نیست اثری خواندنی و تأثیرگذار است از تلاشهای غیرانسانی انسان برای ازبینبردن همنوعش.
چه دختران و زنانی که زیر این کار سنگین جانشان را از دست ندادند. مادر ماریا هم هر روز به جنگل میرود. دستهایی که روزی بهترین گلدوزیهای جهان را انجام میداد، حالا باید تبر به دست میگرفت و درخت میانداخت. او در این کار تنها نبود. صدها شاعر، نقاش، نویسنده، افسر، پزشک و مهندس لهستانی هم داشتند همان کار را میکردند.
امشب تمومش کردم عالی بود عالی یه حس خوب یه حال خوب از ایرانی بودن وسراسر افتخار به ایران .ماجراهاش جالب بود البته بیشتر اطلاعات میده از جریان مهاجرین لهستانی که امدند ایران .من چون اهواز هستم دربچگی چیزهایی از لهاستانی هایی که اهواز بودن شنیده بودم والان کامل جریان رو فهمیدم .ملت مظلومی هستند لهستانیها .شاید از ما ایرانیها هم مظلوم تر
عالی عالیه فقط دیدمش ولی نخونده میگم مثل بقیه آثارش موفقه مخصوصا که در مورد لهستانه
وای یه کتاب جدید از منصور ضابطیان 😍🫶🏻 خیلی سریع سفارشش میدم ... عاااااشق کتاباشم . نخونده ۵ ستاره رو گرفته از من .