کتاب «آن شربت آب» اثری مستند است که به یکی از چهرههای برجستۀ نیروی هوایی ایران، شهید داریوش ندیمی، اختصاص دارد. مجموعهای از روایتهای دست اول و مصاحبه با ۳۳ نفر از نزدیکان شهید است که زندگی، کارنامه جنگی و فداکاریهای این خلبان را با سبکی نوآورانه به تصویر میکشد. نویسنده با به کارگیری «تکنیک ادبی تعلیق»، زندگی شهید را همچون پازلی طراحی کرده است. این انتخاب هنرمندانه در روایت، نه تنها به کشش و جذابیت کتاب میافزاید، بلکه به شیوه احترامآمیزی، به حریم شخصی خانواده شهید نیز ورود میکند و اجازه میدهد تا مخاطب با درک عمیقتری از شرایط و احساسات آنها، همراه شود. نام «آن شربت آب» خود نیز روایتی پر معنا از آخرین لحظات شهید است، اشارهای به لیوان آبی که شهید ندیمی، درست پیش از پرواز نهایی و بیبازگشت خود، نوشید و با نگاهی سرشار از یقین فرمود: «مزه شربت شهادت میدهد!» این جمله، نه تنها نمادی از بصیرت و آگاهی او به سرنوشت بود، بلکه نشانهای از رضایت قلبی او از مسیر پر افتخاری که انتخاب کرده بود. شهید داریوش ندیمی نه تنها یک خلبان زبده، بلکه معلمخلبانی دلسوز و نیرویی ستادی بود که هرگز از مسئولیتهایش شانه خالی نکرد. همرزمان و خلبانان دوران جنگ شهادت میدهند که اگر تقدیر، شهادت را برای او رقم نمیزد، بیشک پس از شهید فکوری، او جدیترین گزینه برای فرماندهی نیروی هوایی بود. این خود گواه بر بصیرت، تواناییهای مدیریتی و بینظیر اوست که از وی شخصیتی فراتر از یک خلبان عادی ساخته بود. او نمادی از تعهد و از خودگذشتگی بود که هرگز میدان نبرد را ترک نکرد، حتی زمانی که میتوانست پشت جبهه بماند.
شهید داریوش ندیمی متولد سال ۱۳۲۴ بود و در سال ۱۳۵۹ به شهادت رسید. او همدورۀ خلبانان بزرگی چون قاسم پورگلچین و فریدون صمدی بود و میراثی از شجاعت و پاکبازی را برای آیندگان به یادگار گذاشت. از فردای شهادت داریوش ندیمی در سال ۱۳۵۹، خانواده او، به ویژه مادر، خواهران، همسر و فرزندانش، سالها در جستوجوی سرنوشت او بودند. گاهی امید به اسارت و گاهی ندای شهادت و مفقودالاثر بودنش، قلب آنها را به تلاطم میانداخت. حمید ندیمی، برادر شهید، سالها بیوقفه برای کشف حقیقت تلاش کرد و پس از دیدن عکس پیکر برادرش، برای مدتی این واقعیت تلخ را از مادر و خواهران خود پنهان داشت. اما سرانجام در سال ۱۳۶۹، بقایای پیکر مطهر این شهید والامقام، پس از سالها انتظار به میهن بازگشت و در سال ۱۳۷۰ در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد. این بخش از داستان شهید ندیمی، نمادی از صبر و ایثار خانوادههای شهدا و رنج سالها چشمانتظاری آنان است.