عایشه اَرناووط در ۱۳ اکتبر ۱۹۴۶ در دمشق، در خانوادهای با تبار آلبانیایی، چشم به جهان گشود؛ خانوادهای که ادبیات، هنر و دانش در آن بخشی از زندگی روزمره بود. پدرش، حسین اَرناووط، مردی ساده، مهربان و دیندار بود و مادرش، علمیه ثابت، با وجود آنکه در دورهای میزیست که سوادآموزی برای دختران ممنوع بود، با یاری پدرش خواندن و نوشتن آموخته بود و به سه زبان تسلط داشت. عایشه در کنار دو برادر و تنها خواهرش رشد کرد؛ یکی از برادرانش از مترجمان شناختهشده ادبیات آلبانی به عربی شد، دیگری شاعر و نقاش و از پیشگامان هنر گرافیک سوریه بود و خواهرش نیز در حوزه ترجمه زبان و ادبیات انگلیسی فعالیت داشت. استعداد ادبی عایشه از کودکی آشکار شد: در سیزدهسالگی نخستین شعرش را سرود و در چهاردهسالگی نخستین داستان کوتاهش را نوشت و در سال ۱۹۶۱ جایزه اول داستان کوتاه لبنان را به دست آورد. او تحصیلات خود را در دمشق ادامه داد، به آموزگاری پرداخت و سپس در وزارت آموزش و پرورش سوریه در زمینه تولید و ارائه برنامههای آموزشی تلویزیونی فعالیت کرد. تحصیلات دانشگاهی او در زبان و ادبیات فرانسه در دانشگاه دمشق ادامه یافت و بعدها در پاریس نیز در سوربن و آکادمی بینالمللی دیپلماسی تحصیل کرد. اَرناووط در سال ۱۹۶۹ با صخر فرزات، هنرمند برجسته هنرهای تجسمی، ازدواج کرد و حاصل این ازدواج پسری به نام عدنان فرزات است که به عکاسی اشتغال دارد. پس از وخامت شرایط سیاسی سوریه، او و همسرش دمشق را ترک کردند و پاریس را برای زندگی برگزیدند؛ شهری که عایشه از آن زمان تاکنون در آن زندگی میکند. کارنامه ادبی او گسترهای میان شعر، داستان و ترجمه دارد و آثارش را به دو زبان عربی و فرانسه نوشته است؛ افزون بر این، از زبانهای دیگر نیز به عربی ترجمه کرده است. او تاکنون دوازده دفتر شعر منتشر کرده که پنج دفتر از این مجموعه به زبان فرانسه نوشته شدهاند؛ برخی از اشعارش نیز به نمایش و موسیقی راه یافتهاند. با این همه، اَرناووط از آن دست نویسندگانی است که میان میزان نوشتن و میزان انتشار آثارشان فاصلهای چشمگیر وجود دارد. او بسیار مینویسد، اما کم منتشر میکند؛ گویی انتشار برای او نه نتیجه طبیعی نوشتن، بلکه مرحلهای گزینشی و حسابشده از فرایند آفرینش ادبی است. جهان فکری او نیز دامنهای گسترده دارد و ریاضیات، فیزیک، بهویژه فیزیک کوانتوم، کیهانشناسی و زیستشناسی، در کنار عرفان نظری، اندیشههای محییالدین عربی و مایستر اکهارت و آموزه بودایی ذن، در شکلگیری نگاه او به انسان، خود، دیگری و جهان نقش داشتهاند. زندگی عاشقانه نزدیک به چهلساله او با صخر فرزات را نیز از عوامل مهم شکلگیری خودآگاهی و بلوغ فکری و ادبیاش دانستهاند. در میان آثار متنوع او، رمان «أقودک إلی غیری» جایگاهی ویژه دارد؛ اثری که در ترجمه فارسی با عنوان «ساروس» منتشر شده و یکی از مهمترین نمونههای جهان داستانی چندلایه و اندیشهمحور این نویسنده به شمار میآید.
زیباترین و عمیقترین رمان از ادبیات عرب بود که خوندم بهنظرم. تجربه زیستن در پاریس به این نگاه هستیشناسانهی نویسنده خیلی کمک کرده
کتابیه که واقعا خوندنش نیاز به مهارت و دقت بالایی داره. تلاش مترجم واقعا ستودنیه