«تأملی در سیر تاریخنگاری
دانش تاریخ همواره در بین جریانهای مختلف اسلامی اهمیت داشتهاست. ازاینرو، تاریخنگاران به تحولات جهان اسلام، حرکتها، جنبشها و نهضتهای اسلامی در طول تاریخ توجه داشتهاند. در قرنهای ابتدایی شکلگیری اسلام، شیوهٔ تکنگاریهای تاریخی در بین شیعه و سنی رایج بودهاست؛ این شیوه تنها بخشی از تاریخ تشیع مانند واقعهٔ صفین اثر نصربن مزاحم را شامل میشود، اما بههمراه سیرهنگاری و زندگی امامان و مسئلهٔ امامت تا قبل از تشکیل حکومت، رایجترین شیوهٔ نگارش تاریخ بودهاست که در ادامه، به این سیر و مراحل و آثار اجتماعی این شیوهها خواهیم پرداخت.
سیرهنگاری
در قرن نخست، یکی از مهمترین موضوعات مورد تأمل و دقت علما، مورخان و حدیثپژوهان توجه به سیره بهویژه سیرهٔ پیامبر اسلام بودهاست. جامعه پس از آنکه رنج تحریم حدیثنگاری را در کنار رواج جعل حدیث بر تن رنجور خود دید، تشنهٔ دانشی از جنس شناخت سیره و احادیث نبوی و معصومان شد و مردم بیمحابا بهسمت جلسات وعظ و درس علما گرایش پیدا کردند. ازطرفی، دانشمندانی که دل در گرو حقایق تاریخ داشتند از فرصت بهوجودآمده کمال استفاده را کردند و تاریخنویسی با «سیرهنگاری» آغاز شد.
سیرهٔ نبوی بهشدت مورد توجه امامان شیعه بودهاست و نویسندگان زیادی چون ابناسحاق، ابنسعد، علیبن ابراهیم و دیگران اخبار خود را از امامان شیعه نقل کردهاند. البته دربارهٔ نگارش زندگی پیامبر اکرم نیز میتوان از افرادی نظیر اصبغبن نباته، احمدبن عبدالله ثقفی، ابراهیمبن محمد ثقفی، جابربن یزیدبن جعفی نام برد.»