سلجوقی معتقد است که فلسفه اخلاق باید بتواند برای انسان ایدهآل پیدا کند و بر اساس آن ایدهآل سطح او بالا رود.
کتاب دارای چهار بخش مفصل است. بخش اول هویت علم اخلاق نام دارد که به موضوع علم اخلاق میپردازد و همچنین با تقسیمبندیهایی علم اخلاق را با مابعدالطبیعه، علم طبیعی و علمالنفس و موارد دیگر بررسی میکند. بخش دوم «ادوار اخلاق» است. در این بخش از فیلسوفان قبل سقراط آغاز میشود و به سقراط و مکاتب همچنین ارسطو و رواقیون تا دکارت و اسپینوزا و نیچه و پس از آن محقق طوسی و ملاحسین کاشفی میپردازد. این بخش به چهار قسمت «دوره یونان و روم»، «دوره قرون وسطی»، «دورل جدید» و «ما و علم اخلاق» دستهبندی شده و هر قسمت با زیربخشهایی موارد مربوط به مبحث را بررسی میکند.
بخش سوم کتاب «ابعاد اخلاق» نام دارد. در این بخش که بسیار گسترده است، اخلاق علم النفسی، سلوک و سجیه، قضاوت و سند اخلاقی و... شرح داده میشوند. آخرین بخش کتاب با عنوان خاتمه (تشوشات سلوک و معالجات) همانطور که از عنوانش آشکار است به تشوشات سلوک، معالجات و تزکیه و ترس مرگ پرداخته است.
علامه صلاحالدین سلجوقی در سال ۱۲۷۵ هجری شمسی (۱۸۹۶ میلادی) در منطقهٔ پایحصار، در جوار قلعهٔ_ارگ_اختیارالدین شهر هرات، افغانستان، به دنیا آمد. او فرزند مفتی سراجالدین سلجوقی، مفتی وقت شهر هرات، بود و در خانوادهای اهل علم و معرفت رشد یافت.کودکی و نوجوانی صلاحالدین سلجوقی به کسب دانش و ادب، تربیت اخلاق، تزکیه نفس و پرهیزگاری سپری شد. ادبیات_فارسی را نزد پدرش فراگرفت و در نوجوانی با مقدمات دروس عربی آشنایی کامل یافت. پس از آن به مدرسهٔ سلجوقیهای هرات رفت و در آنجا علوم متداولهٔ زمان را آموخت. سپس به پاکستان، هند و عربستان سفر کرد و به فراگیری زبانهای اردو، انگلیسی و عربی پرداخت. از دوران جوانی که راه تصوف را در پیش گرفته بود، در آموختن فلسفه نیز تا سرحد کمال کوشید تا آنجا که استاد فلسفه، تصوف و الهیات شد.