مجموعه چهار جلدی «خورشید در تبعید» با پرداختن به زندگی امام خمینی در واقع به دنبال حلقه وصلی با قشر نوجوان است تا آنها را به دل دالان تاریخ راهنمایی کند و جزئیات زندگی معمار انقلاب را به آنها نشان دهد.
همه ما درباره تبعید امام خمینی به کشور ترکیه و بعد عراق شنیدهایم اما جزئیات این تبعید همیشه مثل برگ ناپیدا در لابه لای اوراق تاریخ جا مانده است. این چهار جلدی تلاش می کند جزئیات تبعید امام را حتی پیش از شروع عملیات دستگیری امام با مخاطب در میان بگذارد. سروان عصار و سرهنگ پرتو با مأموران مخفی که در کوچه کاشتهاند تلاش می کنند امام را از خانواده خونی و بعد خانواده بزرگش، ایران جدا کنند تا هرگز نتواند صدای آزادی خواهیاش را به همه مردم برساند.
روایت دستگیری امام حتی از خانه خودشان هم شنیدنی است وقتی مامور ساواک سعی دارد از بالای دیوار به خانه بپرد امام با دلداری همسرشان مسیر سخت پیش رو را هموار میکنند. روایت این کتابها با پرواز امام به ترکیه، تبعید به بغداد و عراق و جزییات زندگی امام در این کشورها ادامه پیدا میکند. اما این چهار جلدی یک چهار جلدی معمولی نیست بلکه قدرت نفوذ امام در جهان و جزییات مبارزه یک ملت را نشان میدهد اما به زبانی ساده و آشنا.
یک قدم تا تبعید، «یخچال قاضی، دروازه آفتاب»
دور تا دور خانه امام خمینی تحت نظر بود. از رهگذر تا رفتگری که همگی ساواکی بودند؛ مراقبت میکردند تا رفت و آمد به خانه امام زیاد نشود. شاه خطر بزرگی را از سمت امام خمینی احساس کرده بود. تدابیر امنیتی و شدید شاه و ساواک، نشان میداد آنها هنوز خبر ندارند که نور خورشید، خاموش شدنی نیست. عاقبت یک روز ماشینی آمد که امام را از وطن جدا کند.
«دروازه آفتاب» به قلم مسلم ناصری نوشته شده.