غفلت و روزمرگی، زندگی انسان ها را احاطه کرده است. دلدادگی به معشوق های آنی و فانی، دل ها را اسیر خویش ساخته، خدا و توجّه به آن، غریب ترین چیزی است که انسان به دنبالش بگردد. غرب در اوهام ترقی و پیشرفت، معنویت را قربانی کرده و مسلمانان هم، به ظاهر غرب فریفته شده هر روز در فکر الگوگیری غلط از غرب افتاده اند. ادامه این راه، چیزی نیست جز رفتن در منجلاب فساد و غفلت از مسائل معنوی و انسانی.
خداوند متعال که همیشه انسان ها را به ذکر و یاد خویش دعوت نموده است و در میان مخلوقاتش، بنده ای را قرار داده که دائما به ذکر او مشغول است، هدفش دوری انسان ها از غفلت و بیراهه روی بوده است.
یاد خدا، آرامش دل هاست و انسان ها همه به دنبال آرامش هستند، امّا راه را کج رفته اند و خویش را با معبودهای ساختگی، تسکین موقت داده اند.
مقدمه را در چند جهت طراحی می کنیم:
جهت اوّل: آرامش واقعی در پرتو یاد و توجّه واقعی خدای عالمیان حاصل می شود و به خاطر همین است که خداوند در قرآن کریم،
کثرت هیچ امری را نخواسته است؛ جز ذکر و یاد خودش.
برای معبود واقعی، انجام دادن اعمال خوب تر از زیاد انجام دادن آن است. لذا فرمود:
«الّذی خلق الْموْت والْحیوه لیبْلوکمْ أیکمْ أحْسن عملا» نفرمودعلیهم السلام اکثر عملا، چرا که روح عمل و اثرات مثبتی که از توجّه و قصد قربت حاصل می شود، می تواند ما را به جایی برساند. امّا در مورد یاد محبوب و ذکر شیرینش، به کثرت روی آورد و ذکر کثیر را خواسته است.
«یاأیها الّذین آمنوا اذْکروا اللّه ذکْرا کثیرا»
و تنهایی این مورد و حصرش در کثرت در روایات هم تذکّر داده شده است.
امام صادق علیه السلام فرمود:
هر چیزی حدّ دارد که در آنجا به پایان می رسد؛ مگر یاد خدا که آن را حدّی پایان پذیر نیست.
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) هم همینگونه هستند، اگر ایشان را یاد کنیم، ایشان هم ما را یاد خواهند کرد. این بنده نوازی وبزرگواری ایشان را میرساند، وقتی بشنویم بزرگی ما را یاد کرده، خوشحال میشویم وچه بزرگی، آقاتر وبزرگوارتر از یوسف فاطمه. آیه الله عبدالقائم شوشتری که مدتی امام جمعه شاهین شهر اصفهان بود، میگفت که در مسجد مقدّس جمکران، نماز امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) ونماز تحیّت را خواندم، بعد در حیاط مسجد، زیر آسمان دو رکعت نماز استغاثه به صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه) را خواندم وبعد از نماز دعای «سلام الله الکامل التام…» را زمزمه کردم وهمواره یاد مولای عزیزم بودم. به منزل آمدم واستراحت کردم، در عالم رویا روی پلی کنار حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) حضرت بقیه الله الاعظم ـروحی فداه را مشاهده کردم، حضرت رو به من کردند وبا انگشت به سینه من زدند وفرمودند: «یادم کردی یادت کردم».