مجموعهای از شعرهای کوتاه و متوسط است که بر محور عاطفه، فقدان، دلتنگی، امید و کشمکش درونی شکل گرفتهاند. فضای اثر از همان صفحات آغازین میان دو قطب حرکت میکند؛ از یکسو سکوت، اندوه، فرسودگی و حس تعلیق و از سوی دیگر میل به برخاستن، روشنشدن و رسیدن به روزنهای از رهایی. شعرها اغلب بر تصویرسازی تکیه دارند و عناصری مثل باران، ابر، پنجره، شب، سپیده، خاکستر، پرواز و سایه بارها در آنها ظاهر میشوند. این تکرار نه از سر یکسانی، بلکه برای ساختن جهانی پیوسته است که در آن هر تصویر حالتی تازه از رنج یا امید را نشان میدهد.
کتاب از قافیه تا سکوت فقط در محدودهی عاشقانه باقی نمیماند و در بخشهایی به زخمهای اجتماعی، فرسایش روح، فشارهای بیرونی و وضعیت انسان در برابر خاموشی و بیپناهی هم نزدیک میشود. عنوانهایی مثل شعرهای منفجرنشده، کورسوی امید، نان کهنه، کلاسهای بینور، کابوس شهر و سکوت تو نشان میدهند که شعرها از تجربههای شخصی فراتر میروند و به حس جمعی نیز راه پیدا میکنند. در کنار این فضا شعرهایی مثل برخیز و بتاز، روشنتر از سپیده و مرگهای پیدرپی بر دوام امید و امکان برخاستن از دل ویرانی تمرکز کردهاند. همین رفتوآمد میان سوگ و ایستادگی حالوهوای اصلی اثر را میسازد.
کتاب از قافیه تا سکوت از نظر لحن نیز یکدست نیست و همین ویژگی به آن تنوع داده است. بعضی شعرها نجواگونه و درونی هستند، بعضی دیگر لحنی صریحتر و پرتنشتر دارند. در بسیاری از قطعهها سحر شیرزاد از خطاب، پرسش، تکرار و جملههای کوتاه استفاده کرده است تا ضرباهنگ عاطفی شعر حفظ شود. نتیجه مجموعهای است که بیشتر از آنکه بر روایت تکیه کند بر لحظههای فشردهی احساسی و تصویرهای ماندگار استوار است؛ لحظههایی که از عشق و غیاب آغاز میشوند و گاهی به اعتراض، گاهی به سوگواری و گاهی به تمنای نجات میرسند.
سحر شیرزاد نویسنده ایرانی متولد سال 1359 میباشد.