1. خانه
  2. /
  3. کتاب محمدجواد و راز مجسمه ها

کتاب محمدجواد و راز مجسمه ها

3.8 از 1 رأی

کتاب محمدجواد و راز مجسمه ها

Mohammad Javad and the Secret of the Statues
انتشارات: جمکران
ناموجود
260000
معرفی کتاب محمدجواد و راز مجسمه ها

دنیای خیالی برای همه ما جذابیت خاصی دارد علی الخصوص نوجوان‌ها که با روحیه قهرمانی میانه خوبی دارند و دلشان می‌خواهد کارهای بزرگی ترتیب بدهند. «محمد جواد و راز مجسمه ها» داستان یکی از همین نوجوان‌هاست که در مسیر عجیب و شیرینی قرار می‌گیرد. جلد اول این کتاب با نام «محمدجواد و شمشیر ایلیا» قبلا توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر شده بود.

در جلد دوم داستان با عنوان محمدجواد و راز مجسمه ها، محمد جواد که دوسالی از اولین سفرش به باغ کتاب گذشته، دلتنگ برهان و دوستانش شده و نامه صد و بیست و یکم را برای این پرنده خوش سخن می‌نویسد. برهان راهنمای محمد جواد است که وقتی هنوز نامه صد و بیست ویکم تمام نشده، سروکله اش برای بار دوم پیدا می‌شود.،

کتاب با زبانی شیرین و به قلم خانم فاطمه مسعودی به خوبی از پس همراه کردن مخاطب نوجوان برآمده و در این بین ارزش قرآن کریم را به خواننده اش نشان داده است. سفرمحمد جواد برای نجات بچه هاییست که اسیر تاریکی شده اند.

این سفر فقط به کمک قرآن و مدد اهل بیت امکان پذیر می شود و محمد جواد در طول سفر به کمک برهان و پرنده های بهشتی دیگر، یاد می گیرد که چه باید بکند و چطور از وسوسه های تاریکی دوری کند. این مراحل در دنیای خیالی به قدری خوب ساخته و پرداخته شده که مخاطب آنرا باور می کند و با قهرمان داستان همراه می شود.

خانم سمیه رحمتی خواه، با تصویرهایی زیبا سلیقه مخاطب امروزی را لحاظ کرده وتصاویر به پیشبرد ماجراهای کتاب کمک خوبی می کند. این کتاب نوجوان ما را به دوبال معرفت به قرآن واهل بیت، مزین می کند و جای خوبی در کتابخانه یک نوجوان امروزی برای خودش می یابد.

درباره فاطمه مسعودی (1366)
درباره فاطمه مسعودی (1366)
بنده فاطمه مسعودی متولد ۱۳۶۶ هستم. از همان روزهای کودکی که مادر بزرگوارم برایم کتاب می‌خواندند، (به فرموده ایشان از سه‌سالگی) تقریبا با عناصر داستان‌نویسی به صورت ناخودآگاه آشنا شدم و به‌جای قصه‌های کوتاهی که معمولا بچه ها دستمایه بازی های خود می‌کنند من شخصیت‌سازی می‌کردم و داستان هایی در ذهنم می‌ساختم که روزها بازی در آن نقش‌ها طول می‌کشید. بعدازآنکه توانستم بنویسم سعی کردم تمام استعدادم را در این زمینه به کار بگیرم و هرچه در ذهن دارم روی کاغذ بیاورم و نتیجه آن شد که در مسابقات دانش‌آموزی برنده شدم، در مقام مخاطب برای نشریات مطلب نوشتم و تا دبیرستان باورم این بود که روزی نویسنده خواهم شد، اما متاسفانه در دبیرستان باوجود توصیه‌های مادر مهربانم به انتخاب رشته علوم انسانی که معلمی را شغلی شایسته و شریف می‌دانستند، تشویق‌های نادرستی که از عدم آگاهی و خودباوری مشاوران مدرسه حاصل می‌شد و تنها نمرات بالای من را در نظر گرفتند، باعث شد به رشته علوم تجربی بروم به امید آنکه روزی پزشک شوم. هر چند در تمام آن مدت می دانستم پزشکی را دوست نخواهم داشت ولی مطمئن هستم حداقل در آن روزها مشاور، معلم یا مدیری که با عشق شغل و رشته اش را انتخاب کرده باشد و به آن افتخار کند کم بود و من به دنبال عشق گمشده آنها بودم. افتخارآفرینی اولین چیزی است که یک نوجوان به آن فکر می‌کند و ما این بذر حاصل خیز را متاسفانه فقط در چند رشته میریزیم بدون آنکه بدانیم آیا خاک و بذر مناسب هم هستند یا خیر. روزی که فهمیدم در رشته پزشکی قبول نمی‌شوم در درونم احساس کردم قرار هم نبوده است که قبول شوم. بعد هم باز به تشویق مشاورین نابلد و با توجه به درآمدزایی، رشته حسابداری را انتخاب کردم و در نهایت با معدلی عالی لیسانسم را گرفتم، هرچند در دانشگاه هم از علاقه‌ام فاصله نگرفتم و در نشریه دانشگاهی پردیس مشغول نوشتن شدم. در نهایت بعد از مدتی اشتغال به کار حسابداری تصمیم نهایی‌ام را گرفتم و به طور کامل وارد کارهای فرهنگی شدم. از جمله معاونت قرآنی موسسه قرآنی بنت الهدی البرز و اخذ مدارک تربیت معلم قرآن، مفاهیم قرآن، تجوید و… از سازمان تبلیغات اسلامی و اداره ارشاد اسلامی و تدریس در شاخه‌های روخوانی و روان‌خوانی و مفاهیم قرآن در سطح نوجوان و بزرگ‌سال.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب محمدجواد و راز مجسمه ها" ثبت می‌کند