1. خانه
  2. /
  3. کتاب جای پای لبخند

کتاب جای پای لبخند

نویسنده: مسلم ناصری
3.6 از 1 رأی

کتاب جای پای لبخند

Footprints of a smile
انتشارات: جمکران
ناموجود
80000
معرفی کتاب جای پای لبخند

«جای پای لبخند» داستان سارا کوچولوست که هرشب لب رود می‌رود و انتظار بابایش را می‌کشد که یک شب به شکار رفته و هنوز برنگشته اما یک شب که سارا سطلش را خم کرده تا پر کند اتفاق عجیبی می‌افتد. اتفاقی که باعث می‌شود سارا از خانه دور و دورتر بشود و در این مسیر آدم‌های تازه‌ای نیز به قصه او اضافه می‌شوند. آدم‌هایی مثل پیرمرد که دنبال پسرش می‌گردد. یا سگ سفیدی که چوپانش را گم کرده.

آقای مسلم ناصری با معمایی که در اول داستان پیش روی مخاطب می‌گذارند، کشش و تعلیقی درماجرا ایجاد می‌کنند که ما تا آخر قصه همراه سارا و دوستان تازه‌اش می‌مانیم، دنباله داستان را می‌گیریم و دلمان می‌خواهد ببینیم بالاخره سارا سر از کجا درمی‌آورد؟!

انتشارات کتاب جمکران با انتشار این اثر، ورق تازه ای از مفهوم انتظار را برای مخاطب نوجوان پدید آورده است. ما در جریان قصه با سارا همراه می‌شویم و دنبال رد پاهای درخشانی می‌رویم که همه‌جا هست، روی آب، روی تپه‌ها، بلندی کوه‌ها و…

تصویرگری خانم مریم ناجی، بر جذابیت کتاب افزوده و هر تصویر بهانه خوبی است که با دنیای داستان ارتباط نزدیک‌تری بگیریم. این کتاب مناسب دانش آموزان و رده سنی 9 سال به بالاست. یکی از نکات خوب کتاب، علاوه بر داستان معماگونه‌ای که به همراهی بیشتر مخاطب دامن می‌زند، این است که جریان فکری خوبی را هم در ذهن خواننده‌اش به راه می‌اندازد.

درباره مسلم ناصری
درباره مسلم ناصری
 مسلم ناصری از نویسندگان کشورمان که سر دبیر مجلات ماهک و ملیکاست، ششم فروردین 51 در شهرستان کاشمر دیده به جهان گشود. دوره ابتدایی را در روستای زادگاهش ،بنده قرا، گذرانید و بعد راهنمایی را در مدرسه شبانه‌روزی شهرستان کاشمر تمام کرد. وی پس از اتمام سیکل راهی قم بسال 1368 شد و دروس حوزه را تا مقطع خارج فقه و اصول ادامه داد و از محضر استاد و مراجع عظام مکارم شیرازی و سبحانی استفاده کرد. وی ضمن تحصیل علوم دینی با اخذ دیپلم، کارشناسی تاریخ خود را در دانشگاه باقرالعلوم(ع) تمام کرد و کارشناسی‌ارشد در رشته تاریخ اسلام را در دانشگاه شهید بهشتی تهران به پایان برد.
قسمت هایی از کتاب جای پای لبخند

جای پاها در ساحل زیباتر از هرجای دیگری بود. در ماسه های نرم فرو رفته و پر از آب بود. سارا حس کرد بوی پدر او را میدهد. گفت : صاحب این رد هرجا باشد پدر من هم آنجاست. پسرماهیگیر هم آنجاست. فرمانده شما هم انجاست.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب جای پای لبخند" ثبت می‌کند