وقتی «دیل» هجدهماهه است، والدینش متوجه میشوند که روند رشد او نسبت به سایر کودکان کندتر - و تا حدی متفاوت - است. تشخیص پزشکان اوتیسم - و بهطور مشخص سندرم آسپرگر - است و چشمانداز وضعیت او چندان امیدوارکننده نیست؛ چرا که احتمال سازگاری و پیوستن او به دنیای «عادی» بسیار اندک است. اما وقتی خانواده یک تولهسگ از نژاد «گلدن رتریور» به خانه میآورند، اوضاع بهکلی دگرگون میشود. میان دیل و آن سگ پیوندی ویژه شکل میگیرد؛ گویی پسرک سرانجام راهی برای ورود به دنیای دیگران پیدا کرده است.
نوالا گاردنر مادر دیل و ایمی است که مبتلا به اوتیسم تشخیص داده شده است. نوالا به مدت سی سال به عنوان پرستار، بیست و پنج سال به عنوان پرستار رسمی و پنج سال به عنوان ماما کار کرد. دانش پزشکی او به او کمک کرد تا فرزندانش را آموزش دهد و مطمئن شود که هر دو تحت درمانهای خاص بیماری قرار میگیرند. در سال ۲۰۰۷، او کتاب پرفروش بینالمللی «دوستی مانند هنری» را نوشت که جزئیات مبارزه پسرش و کمکهای قابل توجهی را که از یک سگ گلدن رتریور ویژه به نام هنری دریافت کرده بود، شرح میدهد. او در سپتامبر ۲۰۱۱ از پرستاری بازنشسته شد تا دنباله کتاب را بنویسد و کار خود را با استفاده از سگهای آموزش دیده ویژه برای کمک به کودکان و بزرگسالان اوتیسمی در بریتانیا، با برنامههای مشابهی که قبلاً در اسپانیا و استرالیا توسعه یافته بود، پیش ببرد. او در گلاسکو زندگی میکند.