در رمان «چطور در یک لیوان آب غرق نشویم» نوشتهی انجی کروز، داستان از صندلیهای سرد ارزیابی شغلی جان میگیرد؛ جایی که یک زن پنجاهوششسالهی مهاجر به نام کارا رومرو پس از دو سال بیکاری ناشی از بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸، در برابر مشاور خود مینشیند. کارا که دههها در یک کارخانهی تولید لامپ در محلهی واشینگتن هایتس نیویورک کار کرده، ناگهان خود را در میانسالی، بیکار و بیتکیهگاه میبیند. انجی کروز در این اثر داستانی رمان خود را بر پایهی مواجههی افکار و خاطرات این زن بنا میکند و فضای روایتی پرشور، تلخ و در عین حال آکنده از طنزی زنده میسازد , تجربیات زندگی زنی از جمهوری دومینیکن را به تصویر میکشد که پس از سالها تلاش ناچار است هویت و مسیر زندگی خود را از نو تعریف کند، اما بهجای پاسخهای خشک و مختصر به سوالات کارشناس ادارهی کار، تمام داستان وجودش را روی میز میگذارد. شیوه و الگوی پیشبرد داستان به شکل دوازده جلسهی مشاوره و تکگویی یکطرفهی کارا تنظیم شده است؛ قالبی که میان صحبتهایش با فرمهای رسمی ادارهی کار، نامههای اخطار اجارهبها و مدارک اداری درهم میآمیزد تا زبری واقعیت زندگی او را نشان دهد. کارا رومرو شخصیتی بدون سانسور دارد؛ او زنی است پرحرف، رک، صریح و سرشار از احساسات ناگهانی که از ناملایمات زندگیاش طفره نمیرود. مخاطب از خلال حرفهای او با گذشتهاش آشنا میشود؛ از فرار سخت و دردناکش از جمهوری دومینیکن برای رهایی از شوهر خشنش گرفته تا سالها کارگری یکنواخت، روابط پرفرازونشیب با خواهرش آنجلا و همسایهاش لولو و مهمتر از همه رنج عمیق ناشی از دوری و گسست رابطه با تنها پسرش، فرناندو. نویسنده به کاراکتر اصلی اجازه میدهد تا لایهبهلایهی خطاهای گذشته، پشیمانیها و سرسختیهایش را برملا سازد و تصویری واقعی و ملموس از انسانی بسازد که با وجود تمام شکستها، تسلیم ناتوانی نمیشود. فضای داستان و موضوعات محوری آن کاملا با زیست جامعهی مهاجران لاتینتبار در نیویورک پیوند خورده است. چالشهای اقتصادی، پدیدهی نوسازی محلهها و بیرون رانده شدن قشر کمدرآمد از خانههایشان، فشار ناشی از تغییرات طبقاتی و حس غربت، همگی مانند زمینهای ملموس در پسزمینهی صحبتهای کارا حضور دارند. مرکز ثقل داستان بر پیوندهای انسانی، مفهوم مادری و قدرت شبکهی حمایتی زنان استوار بوده و کارا اگرچه در ابراز عواطفش گاه دچار خطا شده و پسرش را از خود رانده، اما همچنان با دلسوزی و گرما از اطرافیانش مراقبت میکند و از همسایگان و دوستانش، خانوادهای جدید میسازد. عنوان داستان برگرفته از یک ضربالمثل رایج اسپانیایی است که به بزرگ کردن مشکلات کوچک اشاره دارد؛ اما برای کارا این عبارت معنایی برعکس پیدا میکند و نمایانگر توانایی بینظیر او در شنا کردن روی موجهای بزرگ ناهلمای زندگی و غرق نشدن در سختترین شرایط است. «چطور در یک لیوان آب غرق نشویم» بدون ادعاهای پیچیده فلسفی، از دل سادهترین گفتوگوهای اداری، تصویری عمیق و بهیادماندنی از معنای بقا، بخشش خود و بذر امید در روزهای نهایی میانسالی میسازد و خواننده را با حسی از همذاتپنداری و صمیمیت تا آخرین کلمات همراه خود نگه میدارد. ریتم روان کلام کارا، ترکیب طنز خانگی با تلخیهای ملموس زندگی روزمره و تصویر روشن او از ایستادگی در برابر نوسانات اقتصادی و خانوادگی، روایتی میسازد که تا مدتها در ذهن باقی میماند.
درباره انجی کروز
انجی کروز (متولد 24 فوریه 1972) رماننویس آمریکایی و دانشیار دانشگاه کلمبیا است، جایی که او در برنامه نویسندگی MFA و مرکز مطالعات قومیت و نژاد تدریس میکند.