کتاب حاضر در باب پدیدههایی است که هرروز در زندگیمان بدانها برمیخوریم و اغلب بیآنکه متوجه شویم، مسیر زندگیمان را تغییر میدهند؛ دربارۀ دلخوشیهای کوچکی است که از کف میروند و سالها بعد در قالب حسرتی گزنده به جانمان میافتند؛ دربارۀ شکاف میان آنچه بهراستی زیستهایم و آنچه میتوانستیم زندگیاش کنیم. نویسنده در جستارهای این کتاب با پیوند زدن تجارب زیستهاش با تحلیلهای اجتماعی، تصویری ملموس از انسان ایرانی ترسیم میکند؛ از بیمها، امیدها، دلنگرانیها و رنجهای او میگوید، و از اشتیاقش به گریز از زیست تودهای و به آغوش کشیدن فردیت حرف میزند. کتاب میکوشد تا با لحنی صمیمانه و به دور از ژستهای روشنفکرانه و متکبرانه ما را به درنگی جامعهشناختی بر وجوه زندگی روزمرهمان فرابخواند.