«در حسرت زندگی نزیسته» مجموعهای از جستارهای تأملبرانگیز، انتقادی و مردمنگارانه به قلم فردین علیخواه، جامعهشناس معاصر است که پیوند میان عواطف درونی، حسرتهای فردی و تحولات ساختاری جامعه ایران را در آینه زیست روزمره بازخوانی میکند. علیخواه در این اثر، جامعهشناسی را از برجعاج نظریههای دانشگاهی، واژگان ملالآور و تحلیلهای آماری به کف خیابان، خلوت خانهها و زوایای پنهان روان آدمی میکشاند تا نشان دهد مناسبات اجتماعی، تنگناهای اقتصادی و هنجارهای مسلط، بخش بزرگی از خواستهها و ظرفیتهای حیاتی انسان را به تعویق میاندازند یا به محاق میبرند. کتاب، صدای نسلی را بازتاب میدهد که میان میل به تجربه اصیل زندگی و موانع بیرونی، پیوسته وادار به مصالحه و واپسزدگی شده است؛ انسانهایی که در میانسالی، در مواجهه با اشیای فرسوده، یادمانهای گذشته و فرصتهای سوخته، با اندوهی عمیق به بخشهای دستنخورده، تعطیلشده و نزیسته وجود خویش خیره ماندهاند و شتاب سرسامآور گذر زمان را نظاره میکنند. از جمله مباحث مهم این کتاب بر این دریافت روانشناختی و جامعهشناختی استوار است که درد محرومیت از یک تمنا، صرفا در همان لحظه از دست رفتن پایان نمیپذیرد، بلکه ردپای آن تا دههها بر سراسر حیات سایه میافکند. نویسنده با موشکافی شیفتگی پایدار خود به ضبطصوتهای دوکاسته در سالهای نوجوانی دهه شصت، روایتی عمیق از پیوند انسان با جهان اشیا خلق میکند. در سالهایی که موسیقی زیرزمینی و تکثیر نوارهای کاست یگانه راه تنفس فرهنگی جوانان بود، تملک دستگاهی با کلیدهای پرشمار، اکولایزرهای دقیق و رقص چراغهای چشمکزن، تجسم عینی تشخص، هویت و شور جوانی به شمار میرفت؛ رویایی که برای خانوادههای طبقه متوسط و فرودست ناممکن مینمود یا به خرید دستگاههای ارزانقیمت، پرزرقوبرق و موسوم به حسرتی ختم میشد. علیخواه اثبات میکند که حتی توانایی مالی خرید آن دستگاهها در روزگار بزرگسالی، هرگز خلاء درونی را پر نخواهد کرد؛ چرا که به تعبیر چزاره پاوزه، آدمی هر آنچه را تمنا میکرد سرانجام به دست میآورد، اما درست در زمانی که دیگر هیچ کاربردی برای روان او ندارد. از این منظر، اشیای جاافتاده در انباریها صرفا ابزارهایی متروک نیستند، بلکه موزهای عینی و تاریخی از ناکامیهای نسلی، سرکوب لذتها و آرزوهای نابهنگام جامعه به شمار میآیند. جستارهای کتاب با گذر از فضاهای خانگی، گسترهای پهناور از مسائل انسان معاصر ایرانی را معرفی میکنند؛ از تردید فلجکننده در لحظه تصمیم نهایی به مهاجرت و پوچی انباشت مدارک و رزومههای بیپایان به بهای باختن روزهای جوانی، تا رواج تجرد اجتماعی، تنهایی در کافهها، دگرگونی هنجارهای مردانگی و پدیده تلخ طلاق در سنین سالمندی. علیخواه نشان میدهد که مقاومت جمعی در برابر فرسودگی، گاه در دل انتخابهای سادهای چون لذت پیتزا پپرونی، مواجهه با دستگاههای فروش خودکار یا بردن ولوم صدا تا بالاترین حد ممکن تجلی مییابد تا شاید مارپیچ سکوت به صدایی رسا بدل شود. اثر حاضر هشداری بیدارکننده است تا پیش از آنکه ناگزیر شویم در سوگ آرزوهای خاکشده بر مزار خویش گل بگذاریم، با شجاعت فقدانها را بپذیریم، از حسرتهای نزیسته گذر کنیم و معنای اصیل زیستن را در همین اکنون گذرا بازآفرینیم.
درباره فردین علیخواه
فردین علیخواه، متولد سال 1351، گیلانی، و عضو هیئت علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه گیلان است. او به بررسی زندگی روزمره ایرانی، تغییرات فرهنگی در جامعه ایران، حیات فرهنگی شهر و نسبت رسانه و جامعه علاقه مند است.