کتابی در مورد تروما و اختلالات مرتبط با تروما در رسانهها، مدیریت و عموم مردم؟
به نظر من، حداقل سه دلیل خوب وجود دارد:
۱. خطر قرارگرفتن در معرض رویدادها و تجربیات بسیار شدید، حداقل برای افراد در این زمینه کاری بهاندازه هر فرد دیگری زیاد است. استفاده از کمک ممکن است به دلیل هالة ضمنی موجود مبنی بر توانایی عملکرد و انجام حتی تحتفشار زیاد، با مانع مواجه شود. همچنین تنهایی ناشی از رهاشدن به حال خود - چه از نظر تصمیمگیری و چه از نظر بار مسئولیت - و این واقعیت که این موضوع کمتر قابلبیان است، وجود دارد که به مشکل میافزاید. برای اینکه رنج شدید ناشی از تروما و گاهی محدودیتهای جدی در زندگی که تاکنون در زیر سطح صاف حرفهایگری پنهان ماندهاند، قابلدسترس باشند، این کتاب - بهصورت خودآموز - میتواند دانش لازم را در اختیار افراد آسیبدیده قرار دهد، راه درمان را نشان دهد و/یا پیشنهادهای مشخصی برای خودیاری ارائه دهد.
۲. نهتنها در زندگی روزمره، بلکه در محیطهای حرفهای مانند طبابت بالینی نیز، طبقهبندی صحیح علائم و تشخیص صحیح هنوز به طور مداوم و اغلب با تأخیر انجام نمیشود. این امر تا حدودی به دلیل علائمشناسی متنوع است. از سوی دیگر، با وجود افزایش مداوم دانش و تنوع روشهای موجود، اهمیت و جایگاه تروما نهتنها برای PTSD، بلکه برای ایجاد، تداوم و درمان بسیاری از اختلالات روانی دیگر نیز دستکم گرفته میشود.
در بسیاری از اختلالات عاطفی، اعتیاد، اختلالات شخصیتی و اختلالات اضطرابی و وسواسی - اجباری، تروماهای گذشته اغلب یک عامل تأثیرگذار قابلتوجه هستند و تأثیر زیادی بر سیر و درمان دارند.
بهمنظور جلوگیری از استفادة اغراقآمیز و سادهسازی یا انتساب نادرست علیت و طبقهبندی صحیح بیماریهای همراه، این کتاب جهتگیری خوبی ارائه میدهد. مطالب واضح، سیستماتیک - شامل طبقهبندیهای یکپارچه فعلی - و ساختارمند، متمرکز بر نکات ضروری و درعینحال، ارائه جامع شامل تکنیکها و پیشنهادهای درمانی ملموس و آزمایششده در یک محدوده مشخص، نقطه شروع خوب و همراهی وفادار برای فعالان حوزه پزشکی است.
۳. بزرگترین نقطه قوت این کتاب خوشنوشته و روان این است که پلی ایجاد میکند و علائمشناسی را که اغلب انتقال آن دشوار است، قابلفهم و درک یا به بهترین معنا، قابلفهم میکند. این امر عمدتا به دلیل مثالهای موردی بهخوبی فرموله شده و مختصر است که در آنها همکاری و دیدگاههای مختلف یک درمانگر متخصص و یک مدیر رسانه، از نظر تجربی قابلفهم و درک میشوند. وضعیت فعلی دانش مبتنی بر شواهد در مدارس مختلف بررسی شده و به روشی بسیار قابلفهم برای افراد غیرمتخصص منعکس میشود. این امر بهویژه مهم است؛ زیرا مقایسه علائم و تجربیات فردی با طبقهبندی و اصطلاحات موجود برای تشخیص و شناخت مشکلات اساسی و درمان ضروری است.
دکتر مارکوس جی. پاش، متخصص روانپزشکی و رواندرمانی، به عنوان مدرس در مرکز درمان تروما در بیمارستان «kbo-Isar-Amper-Klinikum München-Ost» فعالیت میکند.