صندوقهای رأی بسته شدهاند، نتیجه اعلام شده و بخشی از جامعه آن را نمیپذیرد. مردم به خیابان میآیند و خواهان انتخابات آزادتر یا ابطال نتیجهای میشوند که آن را دستکاریشده میدانند. از این لحظه به بعد هیچ نتیجهای قطعی نیست: حکومت ممکن است عقبنشینی کند، معترضان را سرکوب کند، امتیازی محدود بدهد یا حتی پس از اعتراض اقتدارگراتر شود. «اعتراضهای دموکراسیخواهانه: خاستگاهها، ویژگیها و اهمیت» نوشتهٔ داون برانکاتی از همین عدم قطعیت آغاز میکند. مسئلهٔ کتاب ستایش قدرت خیابان نیست، بلکه توضیح این پرسش است که چرا اعتراضهای دموکراسیخواهانه در بعضی شرایط شکل میگیرند و چرا تنها بخشی از آنها به تغییر سیاسی واقعی میرسند. کتاب در سال ۲۰۱۶ از سوی انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شده است. برانکاتی برای اینکه بتواند چنین پرسشی را بهصورت مقایسهای بررسی کند، «اعتراض دموکراسیخواهانه» را نسبتا محدود تعریف میکند: تظاهرات عمومی گستردهای که شرکتکنندگان در آن خواهان برگزاری یا حفظ انتخابات دموکراتیکاند. دموکراسی نیز در این پژوهش عمدتا با امکان مشارکت واقعی احزاب، نامزدها و رأیدهندگان در انتخابات سنجیده میشود. بر اساس مجموعهدادهٔ اصلی کتاب، ۳۱۰ اعتراض از این نوع در ۹۲ کشور میان سالهای ۱۹۸۹ تا ۲۰۱۱ شناسایی شدهاند. حدود ۴۳ درصد آنها در واکنش به تقلب یا دستکاری انتخاباتی شکل گرفتهاند و نزدیک به ۳۰ درصد خواستار رقابتیتر و گشودهتر شدن انتخابات بودهاند. برخلاف تصویری که انقلابهای بزرگ تلویزیونی ایجاد میکنند، تقریبا دو سوم این اعتراضها سه روز یا کمتر دوام داشتهاند و بیشترشان نیز جمعیتی کمتر از ده هزار نفر داشتهاند. یکی از یافتههای مهم برانکاتی نقش احزاب و نامزدهای مخالف است. اعتراض دموکراسیخواهانه در دادههای او معمولا انفجار کاملا خودجوش خشم عمومی نیست. احزاب سیاسی و هواداران نامزدهای مخالف بیش از سازمانهای جامعهٔ مدنی در بسیج این اعتراضها نقش داشتهاند. حتی جنبشهایی که بعدها در حافظهٔ عمومی به عنوان خیزش مردمی شناخته شدند، اغلب از شبکههای سازمانی، رقابتهای انتخاباتی و کنش نیروهای سیاسی موجود بهره گرفتهاند. این یافته نگاه رمانتیک به «مردم در برابر سیاستمداران» را پیچیده میکند: خیابان و سیاست نهادی همیشه دو جهان جدا نیستند. اما تز متمایز کتاب دربارهٔ بحران اقتصادی است. برانکاتی استدلال میکند که وخامت شرایط اقتصادی نارضایتی از حکومت را افزایش میدهد، جایگاه مخالفان را تقویت میکند و امکان بسیج علیه اقتدارگرایی را بیشتر میسازد. تحلیل او بر ۱۸۰ کشور میان سالهای ۱۹۸۹ تا ۲۰۱۱ نشان میدهد که بحرانهای اقتصادی با احتمال بیشتر وقوع اعتراضهای دموکراسیخواهانه و همچنین افزایش شمار شرکتکنندگان ارتباط دارند. نکتهٔ جالب این است که برخلاف برخی روایتهای مدرنسازی، عواملی مانند دسترسی به اینترنت و تلفن یا سطح آموزش در مدلهای او بهخودیخود افزایش معناداری در احتمال وقوع این اعتراضها ایجاد نمیکنند. فناوری میتواند وسیلهٔ بسیج باشد؛ اما برانکاتی علت سیاسی را جای دیگری جستوجو میکند. انتخابات در این سازوکار نقش ماشه را دارند. برانکاتی ۱۴۵۴ انتخابات ریاستجمهوری و پارلمانی در ۱۷۰ کشور را بررسی میکند و نشان میدهد اعتراض پس از انتخابات زمانی محتملتر میشود که وضعیت اقتصادی نامطلوب باشد. بحران اقتصادی همچنین میتواند احتمال تخلف و دستکاری انتخاباتی را افزایش دهد و همین امر زمینهٔ اعتراض را تقویت کند. در اینجا پیوندی میان اقتصاد و دموکراسی ساخته میشود که خطی و ساده نیست: کاهش رشد یا افزایش بیکاری مردم را خودبهخود دموکرات نمیکند، اما میتواند اعتماد سیاسی را تضعیف و لحظهٔ انتخابات را به نقطهای برای تبدیل نارضایتی پراکنده به اعتراض سازمانیافته بدل کند. پرسش دشوارتر کتاب این است که پس از حضور مردم در خیابان چه اتفاقی میافتد. مهمترین متغیری که برانکاتی پیدا میکند اندازهٔ اعتراض است. حکومتها در برابر اعتراضهایی که شمار بیشتری را بسیج کردهاند با احتمال بیشتری امتیاز سیاسی میدهند یا حتی قدرت را ترک میکنند. نوع تاکتیک، مضمون دقیق مطالبات و برخی متغیرهای دیگر در تحلیل او به اندازهٔ شمار معترضان توضیحدهنده نیستند. همین الگو دربارهٔ دموکراتیزاسیون نیز دیده میشود: اعتراضهای بزرگتر معمولا با احتمال بیشتری با اصلاحات دموکراتیک یا گذار سیاسی همراهاند، هرچند رابطه قطعی نیست و تیانآنمن نمونهٔ آشکاری است از اینکه حتی بسیج عظیم نیز میتواند با سرکوب پایان یابد. قدرت «اعتراضهای دموکراسیخواهانه» در همین مقاومت در برابر روایتهای قهرمانانهٔ ساده است. برانکاتی با یک مجموعهدادهٔ تازه، تحلیل آماری و بررسی کیفی موارد تاریخی میکوشد میا
درباره داون برانکاتی
داون برانکاتی (دکترای دانشگاه کلمبیا) استادیار دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس است. پیش از این، او در دانشگاه هاروارد تدریس میکرد و بورسیههایی از مرکز دادههای هاروارد-MIT و مرکز مطالعات سیاستهای دموکراتیک در دانشگاه پرینستون داشت.