«بارگاه پیر مغان» نوشتهٔ یحیی یثربی، اثری است که در مرز تاریخ، فلسفه و بازخوانی حافظهٔ فرهنگی ایران حرکت میکند. نقطهٔ مرکزی اثر جایی است که خود بهاندازهٔ یک کتاب تاریخ در دلش لایه دارد: تخت سلیمان در آذربایجان غربی و آتشکدهٔ آذرگشسب. معرفی رسمی کتاب نیز از همین منظر آغاز میشود و «بارگاه پیر مغان» را تلاشی برای پیوند زدن تاریخ و فلسفهٔ ایرانی در پرتو سرزمینی میداند که آتش، آیین، قدرت سیاسی و اسطوره قرنها در آن روی هم نشستهاند. انتخاب تخت سلیمان صرفا انتخاب یک بنای تاریخی نیست. یونسکو این محوطه را اصلیترین نیایشگاه زرتشتی دورهٔ ساسانی معرفی میکند؛ مجموعهای که در آن آتشکده، کاخ سلطنتی، نیایشگاه آناهیتا، دریاچه و طبیعت کوهستانی در یک ساختار واحد کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. این محوطه در سال ۲۰۰۳ در فهرست میراث جهانی ثبت شد و یونسکو بر پیوند چند هزارسالهٔ آن با آیینهای مربوط به آتش و آب و نیز جایگاه ممتازش در معماری و فرهنگ دینی ایران تأکید کرده است. همین سابقه سبب میشود که در کتاب یثربی، جغرافیا تنها پسزمینهٔ روایت نباشد. مکان به حامل اندیشه بدل میشود: انسانهایی میآیند و میروند، حکومتها سقوط میکنند، آیینها تغییر میکنند، اما بخشی از حافظهٔ یک تمدن در سنگ، آب، آتش و نامهای بهجامانده رسوب میکند. خود نام «بارگاه پیر مغان» نیز ذهن خوانندهٔ فارسیزبان را ناگزیر به سوی تاریخی طولانی از کاربرد «مغ» و «پیر مغان» میبرد؛ از پیشوایان آیین زرتشتی تا چهرهای که در شعر فارسی، بهویژه در جهان حافظ، گاه در برابر زهد رسمی میایستد و با دانایی، رازآگاهی و رهایی از تظاهر پیوند میخورد. اما یثربی به دنبال نوشتن شرحی ادبی بر «پیر مغان» حافظ نیست. آنچه از معرفی موجود کتاب میتوان با اطمینان گفت، این است که مسئلهٔ او بازخوانی بخشی از فرهنگ و اندیشهٔ ایران از مسیر تخت سلیمان و آذرگشسب است. این انتخاب وقتی معنادارتر میشود که زندگی فکری خود نویسنده را نیز در نظر بگیریم. یثربی، متولد منطقهٔ تکاب، سالها در فلسفه و کلام اسلامی پژوهش کرده و مخاطبان ادبیات فلسفی او را بیش از همه با «قلندر و قلعه»، روایت داستانی زندگی شهابالدین سهروردی، میشناسند. «قلندر و قلعه» نشان داده بود که برای یثربی، فلسفه صرفا مجموعهای از اصطلاحات انتزاعی نیست؛ زندگی فیلسوف، محیطی که در آن پرورش مییابد، رویارویی او با سنت، قدرت و ایمان و بهایی که برای اندیشهاش میپردازد نیز بخشی از فهم فلسفه است. «بارگاه پیر مغان» را نیز میتوان در امتداد همین حساسیت خواند، با این تفاوت که این بار به جای آنکه یک فیلسوف مرکز ثقل روایت باشد، خود سرزمین در مرکز قرار میگیرد. یثربی از مکانی سخن میگوید که زمانی شاهان ساسانی برای نیایش به آن میرفتند و آتش آن فقط عنصری آیینی نبود، بلکه با تصور ایرانیان از پادشاهی، تقدس و نظم جهان نسبت داشت. منابع یونسکو نیز آذرگشسب را با ساختار سلطنتی و مذهبی ساسانیان پیوند میدهند و بر اهمیت نمادین تخت سلیمان تأکید میکنند. ارزش «بارگاه پیر مغان» در همین کوشش برای دوباره دیدن گذشته نهفته است: گذشته نه چون انباری از افتخارات یا حسرتها، بلکه چون مجموعهای از پرسشهای هنوز زنده. چه چیزی از یک آیین پس از خاموش شدن معابدش باقی میماند؟ یک جغرافیا چگونه وارد حافظهٔ فلسفی یک ملت میشود؟ و آیا میتوان در میان ویرانههای یک آتشکده، چیزی فراتر از بقایای معماری دید؟ یثربی خواننده را به جایی میبرد که تاریخ پیش از آنکه در کتابها نوشته شود، در زمین نوشته شده است؛ جایی که آتش خاموش شده، اما پرسشی که زمانی گرد آن شکل گرفته بود هنوز باقی است: انسان در برابر جهان، امر مقدس و سرنوشت خویش کجا میایستد؟
درباره یحیی یثربی
سید یحیی یثربی (متولد سال ۱۳۲۱ هجری شمسی در روستای چراغ تپه سفلی از توابع تکاب) استاد تمام در رشته فلسفه و کلام اسلامی در دانشگاه علامه طباطبایی؛ پژوهشهای او در حوزه نقد فلسفه اسلامی و عرفان اسلامی دارای جایگاه ویژهای است.