«سفرنامه خیوه: لشکرکشی روسها به جیحون و سقوط خیوه» نوشتهٔ جی. ای. مکگاهان از همان ساختار خود نشان میدهد با سفرنامهای معمولی روبهرو نیستیم. متن اصلی، که در ۱۸۷۴ با عنوان «لشکرکشی در جیحون و سقوط خیوه» منتشر شد، سه بخش دارد: زندگی در صحرای قزلقوم، سقوط خیوه و لشکرکشی علیه ترکمنها. مکگاهان هم راه را روایت میکند، هم جنگ را، هم شهری را که اندکی پس از ورود ارتش روسیه میبیند. ترجمهٔ فارسی حسن شجاعیمهر را نشر نگارستان اندیشه در مجلدی ۹۱۵صفحهای منتشر کرده است. متن انگلیسی نخستین بار همراه با نقشه و تصویرهای فراوان، از جمله طرحهایی بر پایهٔ آثار واسیلی ورشچاگین، انتشار یافت. مکگاهان خبرنگار آمریکایی «نیویورک هرالد» بود و لشکرکشی روسیه به خیوه در ۱۸۷۳ را از نزدیک دنبال کرد. همین موقعیت به کتاب کیفیتی دوگانه داده است. او تاریخنگاری نیست که سالها بعد اسناد را کنار هم بگذارد؛ گردوغبار راه، تشنگی، اردوگاه، حرکت قزاقها، عبور از جیحون و ورود سربازان به شهر را میبیند و ثبت میکند. اما درست به همین دلیل، میدان دیدش نیز محدود به چیزی است که در مسیر ارتش روسیه پیش چشم او قرار میگیرد. «سفرنامه خیوه» را باید هم گزارش یک شاهد خواند و هم روایت کسی که درون یکی از ستونهای پیشروی امپراتوری روسیه حرکت میکند. نیمهٔ نخست کتاب بیش از آنکه دربارهٔ خود خیوه باشد، دربارهٔ رسیدن به آن است. صحرای قزلقوم در روایت مکگاهان فقط پسزمینه نیست. کمبود آب، چاهها، شترها، مسیرهای گمشده، زندگی قرقیزها و دشواری حرکت ارتش بخش مهمی از داستان را میسازند. فصلهایی دربارهٔ زندگی خانوادگی قرقیزها، داستانهای محلی، شهرها و آبادیهای مسیر در کنار گزارش نظامی آمدهاند. همین آمیختگی سبب میشود کتاب از حد یک گزارش جنگی فراتر برود و تصویری، هرچند متعلق به نگاه یک مسافر غربی قرن نوزدهم، از آسیای میانه پیش از استقرار کامل سلطهٔ روسیه به دست دهد. فهرست نسخهٔ اصلی نیز نشان میدهد مکگاهان از شرح «زندگی در قزلقوم» به عبور از جیحون و سپس ورود به جامعهٔ خیوه میرسد. وقتی ارتش به خیوه میرسد، لحن کتاب تغییر میکند. مکگاهان کاخ، بازار، خیابانها، حرمسرا، ازبکها، ترکمنها و دیدارهای سیاسی را وصف میکند و در کنار آنها جریان تسلیم خان را پیش میبرد. از نظر تاریخی، فتح خیوه بخشی از گسترش مرحلهبهمرحلهٔ روسیه در آسیای مرکزی بود؛ پس از تصرف تاشکند و شکست بخارا، سپاه روس در ۱۸۷۳ از چند سو به سوی خانات خیوه حرکت کرد. محمدرحیمخان دوم سرانجام تسلیم شد و پیمان گندمیان بخشی از قلمرو خانات را به روسیه واگذار کرد، اختیار سیاست خارجی آن را محدود ساخت و کنترل روسها بر کشتیرانی جیحون را گسترش داد. اما مهمترین بخش کتاب برای سنجیدن خود روایت مکگاهان شاید پس از سقوط شهر آغاز شود. جنگ با تصرف خیوه تمام نشد. نیروهای روس به فرماندهی گلوواچف علیه ترکمنهای خوارزم، بهویژه یموتها، عملیات تنبیهی گستردهای انجام دادند. دانشنامهٔ ایرانیکا از کشته شدن صدها تن، نابودی آبادیها و از میان رفتن دامها سخن میگوید و گزارش مکگاهان را یکی از منابع مستقیم این لشکرکشی میشمارد. فصلهایی با عنوانهایی چون «آتش و شمشیر»، «کشتار»، «گریز» و «پس از نبرد» نشان میدهند که نویسنده این خشونت را از متن کنار نگذاشته است. این بخش ارزش تاریخی کتاب را بیشتر میکند، ولی خواندن آن به فاصلهٔ انتقادی نیاز دارد. مکگاهان فرزند زبان و نگاه اروپایی آمریکایی قرن نوزدهم است. توصیف مردم آسیای مرکزی گاه با داوریهایی همراه میشود که امروز رنگ آشکار شرقشناسانه دارند؛ همچنین نزدیکی او به افسران روس بر آنچه میبیند و نحوهٔ نامگذاری وقایع اثر میگذارد. گزارش مستقیم بودن به معنای بیطرف بودن نیست. درستتر است روایت او را در کنار منابع محلی خیوه، اسناد روسی و پژوهشهای جدید بخوانیم. حتی آرشیو خانات خیوه، شامل حدود یازده هزار سند اداری و سیاسی، پس از فتح ۱۸۷۳ به دست روسها افتاد و به سنپترزبورگ منتقل شد؛ یعنی تاریخی که مکگاهان از بیرون مشاهده میکرد، از درون نیز میراث مکتوب گستردهای داشته است. «سفرنامه خیوه» از این رو اثری خواندنی است که لحظهای از تاریخ آسیای میانه را پیش از آنکه کاملا به «گذشته» تبدیل شود ثبت کرده است. در صفحاتش هنوز معلوم نیست صحرا به راه امپراتوری بدل خواهد شد، خانات استقلالش را از دست خواهد داد و جیحون مرزی تازه در رقابت قدرتهای بزرگ خواهد شد. مکگاهان همراه فاتحان وارد خیوه میشود، اما آنچه در نوشتهاش باقی مانده فقط داستان پیروزی آنان نیست؛ ردّ جهانی است که همزمان با نگاه کردن او داشت شکل دیگری پیدا میکرد.
درباره جی ای مک گاهان
ژانواریوس مک گاهان خبرنگار آمریکایی روزنامههای نیویورک هرالد است.