سروان، در حالی که جرعه دیگری مشروب می نوشید :گفت حالا» با پایگاه تماس بگیر و بگو عده ای رو بفرستن اینجا تا اون رو مصلوب کنن گروهبان میکروفون بیسیم را به دست گرفت. ارتباط برقرار شد. اما ناگهان صدای گلوله ای به گوش رسید و بطری مشروب سروان از هم پاشید صورت گروهبان به خون نشست و نگاه سروان به دست خود که در هوا معلق مانده بود خیره ماند