«فانوسی برای زن دیگر» مجموعهداستانی از جوخه حارثی، نویسندهی عمانی و برندهی جایزهی من بوکر بینالمللی، یکی از آثاریست که کمتر شبیه رمانهای پرآوازهی او بهویژه «اجرام آسمانی» به گوش رسیده؛ چراکه اینبار حارثی بهجای گسترش یک روایت بلند، در قالب داستانهای کوتاهتر به سراغ لحظهها و تجربههای زیستهی زنان میرود. عنوان مجموعه از یکی از داستانهای آن برداشته شده و همین انتخاب نشان میدهد چه فضایی بر کل اثر حاکم است؛ فضایی که در آن حضورهای غایب، بهاندازهی حضورهای واقعی سنگینی میکنند. مجموعه از ده داستان کوتاه تشکیل شده که هرکدام مستقل از دیگری به گوشهای از زندگی زنان در بستر جامعهی عمانی و عربی نزدیک میشود. حارثی در این داستانها کمتر به رخدادهای بزرگ و پرتحول علاقه نشان میدهد؛ آنچه او را به خود مشغول میکند، جزئیات ظریف روابط انسانی است: نگاهی که رد و بدل میشود، سکوتی که طولانیتر از حد معمول کش میآید یا خاطرهای که در گوشهی خانه، در قالب یک شیء یا یک اتاق هنوز زنده مانده است. داستان «فانوسی برای زن دیگر» که بلندترین داستان کتاب نیز هست، روایت زنی است که وارد ازدواجی سنتی با مردی بیوه و بزرگتر از خود میشود؛ مردی که هنوز ردپای همسر پیشین خود را در خانه نگه داشته است. حارثی از دل همین موقعیت به کاوش در احساساتی چون حسادت، ناامنی عاطفی و نیاز به دیدهشدن میپردازد؛ احساساتی که بهمرور از یک واکنش لحظهای به دغدغهای پیوسته در ذهن شخصیت تبدیل میشوند. در سایر داستانهای مجموعه نیز این نوع کشمکشهای درونی زنان، میان انتظارهای خانواده و جامعه از یک سو و خواستههای شخصی و عاطفی از سوی دیگر، به شکلهای گوناگون بازتاب مییابد؛ گاه در قالب رابطهای میان مادر و دختر، گاه در دل خاطرهای از گذشته، و گاه در مواجههای ساکت با تنهایی روزمره. حارثی ترجیح میدهد این موضوعات را از دل زندگی واقعی و ملموس شخصیتهایش بیرون بکشد، نه از طریق گفتوگوهای صریح یا نتیجهگیریهای از پیش تعیینشده.