«کتاب زندگی» مجموعهای از نقلقولهای موضوعی است که زهره شادرو آن را گردآوری کرده و رضا خاکیانی ویراستاری آن را بر عهده داشته است. کتاب را نشر کارنامه در مجموعهای منتشر کرده که پیشتر «کتاب عشق» و «کتاب دوستی» نیز در آن جای گرفتهاند. پس با اثری تألیفی دربارهٔ معنای زندگی به معنای متعارف روبهرو نیستیم؛ «کتاب زندگی» نوعی فرهنگ موضوعی سخنان و نوشتههاست که میکوشد تجربهٔ زیستن را از خلال صدای نویسندگان، شاعران، متفکران و چهرههای مختلف دنبال کند. خود ناشر نیز اثر را در ردهٔ «نقلقولهای موضوعی» قرار داده است. انتخاب «زندگی» بهعنوان محور چنین مجموعهای از ابتدا یک دشواری دارد: زندگی موضوعی محدود مانند دوستی یا حتی عشق نیست که بتوان مرزهای نسبتا مشخصی پیرامون آن کشید. تقریبا هر تجربهٔ انسانی، از شادی و رنج تا پیری، امید، ترس، کار، تنهایی، مرگ یا رابطه با دیگران، میتواند به نحوی زیر عنوان زندگی قرار گیرد. گردآورنده نیز در مقدمهٔ کتاب به همین مسئله توجه دارد و تصریح میکند که مجموعه منحصر به نقلقولهایی نیست که مستقیما واژه یا مفهوم زندگی را موضوع خود قرار داده باشند؛ مدخلهای گوناگونی در آن آمدهاند که هر یک از زاویهای با زیستن ارتباط پیدا میکنند. ساختار موضوعی در اینجا اهمیت بیشتری از نام صاحبان نقلقولها دارد. سنت قدیمیتر کتابهای اقوال معمولا سخنان را برحسب گویندگان مرتب میکرد، اما مجموعههایی از این نوع مسیر دیگری پیش میگیرند: خواننده ابتدا با یک مفهوم یا مسئله مواجه میشود و سپس میتواند پاسخها، مشاهدهها یا تعبیرهای متفاوت را در کنار یکدیگر ببیند. نتیجه آن است که کتاب الزاما برای خواندن خطی از صفحهٔ نخست تا آخر طراحی نشده؛ میتوان به آن بازگشت، میان مدخلها حرکت کرد و برحسب مسئلهای که در لحظه ذهن خواننده را درگیر کرده، مسیر متفاوتی در آن ساخت. همین منطق در مجموعههای قبلی شادرو و خاکیانی، از جمله «کتاب عشق» و «کتاب دوستی»، نیز دیده میشود؛ در آن آثار نیز شادرو گردآورنده و خاکیانی ویراستار بودهاند. مزیت چنین کتابی در تنوع صداهاست. «زندگی» در آن صاحب یک تعریف نهایی نمیشود و قرار نیست نتیجهای فلسفی از مجموعهٔ نقلقولها استخراج شود. کنار هم قرار گرفتن نگاههای مختلف، در بهترین لحظههای کتاب، نشان میدهد یک تجربهٔ ظاهرا مشترک تا چه اندازه میتواند از منظر آدمهای مختلف صورتهایی متعارض پیدا کند. جملهای که برای یک نویسنده بیان امید است، ممکن است در کنار جملهای دیگر به تردید دربارهٔ همان امید تبدیل شود. کتاب از این جهت بیشتر فضایی برای مقایسه و مکث فراهم میکند تا دستگاهی برای پاسخ دادن. همین ویژگی البته محدودیت آن نیز هست. مجموعهٔ نقلقول، جای مطالعهٔ متن کامل یا استدلال نویسنده را نمیگیرد. جملهای که از زمینهٔ اصلی خود جدا شده، گاهی بخشی از پیچیدگی معناییاش را از دست میدهد و ممکن است مستقلتر از آنچه در متن مبدأ بوده به نظر برسد. بنابراین «کتاب زندگی» هنگامی بیشترین ارزش را پیدا میکند که نه کتابی برای دریافت پاسخهای آماده، بلکه مدخلی برای برخورد با افکار و صداهایی متفاوت تلقی شود. عنوان سادهٔ کتاب در پایان معنایی غیرمنتظره پیدا میکند: شاید «زندگی» دقیقا به این دلیل موضوع مناسبی برای چنین مجموعهای باشد که هیچ جملهای نمیتواند آن را تمام کند. هر نقلقول تنها زاویهای را روشن میکند و باقی موضوع همچنان بیرون قاب میماند.