این نوشتهها حاصل چند سال زندگی، مشاهده و غرزدن در شهرهاییست که آرامش در آنها بیشتر شبیه یک شوخیست تا یک واقعیت. ما مردمی هستیم که برای رسیدن به کمی آرامش، باید چند مرحلهی اضطراب را پشت سر بگذاریم. مثلا تنها برای نوشیدن یک لیوان چای ساده، باید اول صدای بوق ماشین زیر پنجره را تحمل کنید، بعد متهی طبقهی بالا را، بعد هم دعوای همسایهی سمت راستی را که ترجیح میدهد زندگی خصوصیاش را با اسپیکر تلفن همراه به کل محله اطلاعرسانی کند، تازه اگر خوششانس باشی و بچهاش هم در همان لحظه سازدهنی نزند! درواقع، در این کتاب نه مدیتیشن یاد میدهم، نه تمرین تنفس عمیق. من از روش سنتی و مجرّب «غر بزن و بخند» استفاده میکنم؛ یعنی میخندیم به همان بدبختیهایی که توان تغییرشان را نداریم، و دست میگذاریم روی دردهایی که آنقدر تکراری شدهاند که دیگر به چشم نمیآیند. این مجموعه، یادداشتهاییست با نیت خیر؛ نه برای تخریب، بلکه برای تصویر. آینه آوردهام همراه با عینک تهاستکانی، که اگر تصویر واضح نشد، حداقل خندهدار باشد.
فرهاد ناجی، نویسنده و طنزپرداز ایرانی، متولد ۱۳۶۲ است. فعالیت جدی او در حوزه ادبیات و مطبوعات از سال ۱۳۸۷ آغاز شد و در سالهای بعد با شماری از رسانههای کشوری و استانی در زمینه داستان و نثر طنز همکاری کرد. در آثار او، طنز ابزاری برای مشاهده و بازتاب مسائل اجتماعی و تجربههای روزمره انسان معاصر است؛ نگاهی که تلاش میکند در کنار وجه سرگرمکننده طنز، سویه انتقادی و انسانی آن را نیز حفظ کند.
ناجی در طول فعالیت ادبی خود موفق به کسب عناوین متعددی در جشنوارههای ملی و منطقهای شده است؛ از جمله مقام نخست هفتمین جشنواره سراسری طنز مکتوب در بخش نثر طنز، مقام نخست نخستین جشنواره «مردم و رادیو؛ ایران من» در بخش داستان کوتاه، مقام نخست دومین جشنواره مطبوعات خراسان رضوی در بخش طنز مکتوب، مقام دوم نخستین جشنواره مطبوعات غرب کشور در بخش طنز و کاریکاتور و دو مقام دوم در هجدهمین و نوزدهمین جشنواره مطبوعات کشور در بخش طنز مکتوب نشریات استانی. او همچنین در جشنوارههای متعدد ادبی و مطبوعاتی دیگر در سطح کشور و استانها، عناوین و رتبههای برتر کسب کرده است.