1. خانه
  2. /
  3. کتاب هنر اشتباه کردن

کتاب هنر اشتباه کردن

3.5 از 1 رأی

کتاب هنر اشتباه کردن

تئاتر رومئو کاستللوچی
La disciplina dell'errore
انتشارات: نیماژ
٪10
590000
531000
معرفی کتاب هنر اشتباه کردن
بعدازظهر یکی از روزهای ژوئیه‌ی ۱۹۹۷، تماشاگرانی که از سالنی روبه‌روی موزه‌ی هنر مدرن گرنوبل بیرون می‌آمدند، هنوز از آنچه دیده بودند مبهوت بودند. گروهی جوان از ایتالیا «اورستیا» (Orestea) را اجرا کرده بود؛ نمایشی که ژان-لوئی پریه آن را هم لبریز و هم پرطنین توصیف می‌کند و می‌گوید پیشینه‌ی صحنه‌ای شناخته‌شده‌ای نداشت. پریه، منتقد روزنامه‌ی لوموند، یکی از همان تماشاگران بود و کتاب «هنر اشتباه کردن: تئاتر رومئو کاستللوچی» ریشه در همان بعدازظهر دارد.
او پس از آن هفده سال تمام راه این گروه را دنبال کرد: بیش از سی نمایش و نزدیک به پانزده دیدار با کارگردانش. کارگردان رومئو کاستلوچی بود و گروه «سوچیه‌تاس رافائلو سانتزیو» (Socìetas Raffaello Sanzio) نام داشت؛ جمعی که خواهر او کلودیا و کیارا گوئیدی هم در آن حضور داشتند.
کتاب از حدود سی گزارش، مقاله و گفت‌وگو ساخته شده که پیش‌تر در لوموند، مجله‌ی موومان (Mouvement) و نشریه‌ی «آلترناتیو تئاترال» پراکنده بود. زمانی که جشنواره‌ی پاییزی پاریس برای کاستلوچی بزرگداشتی برگزار می‌کرد، پریه آن‌ها را کنار هم گذاشت تا ببیند پایداری نظری و تحول دراماتورژیک این کارگردان در گذر زمان چه شکلی پیدا می‌کند.
نخستین دوره «آتن، رم، اورشلیم» (۱۹۹۷ تا ۲۰۰۱) نام دارد و «اورستیا»، «جولیو چزاره» و «جنسی» را در بر می‌گیرد. بعد نوبت «تراژدیا اندوگونیدیا» (۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴) می‌رسد؛ چرخه‌ای که اپیزودهایش نام شهرهایی مثل آوینیون، بروکسل، استراسبورگ و مارسی را بر خود دارند و یک «الفبانامه» هم میان آن‌ها آمده است. دوره‌ی سوم، «به‌سوی کمدی الهی» (۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸)، از بینال و صدا تا به صحنه آوردن امر بازنمودناپذیر را دربر می‌گیرد. دوره‌ی آخر «پیرامون نقاب سیاه کشیش» (۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴)، به «پارسیفال» و دو اجرای «اورفئو و اوریدیس» می‌رسد و کتاب با گاه‌شماری پایان می‌یابد.
پیش از این چهار دوره، پیشگفتاری به شهر چزنا در ایالت امیلیا-رومانیا اختصاص دارد؛ مقاله‌ای که پریه آن را در ژوئیه‌ی ۱۹۹۸ در لوموند نوشته بود. در این مقاله، تئاتر کاستلوچی‌ها مثل طرحی از دست کودکی از دل زمین بیرون می‌آید: ولگردی که تنها در کوه زندگی می‌کرد، گدایی که با شش سگش می‌خوابید، مردی دیوانه با کلاهی شبیه شاپو.
کلودیا و رومئو بازی را با بازآفرینی تصویر کتاب‌ها در قالب «تابلوهای زنده» شروع کردند و نمایشی بی‌الگو ساختند که حیوانات مزرعه و اهالی ده در آن کنار هم نقش داشتند. قصه‌هایشان همیشه حول کشمکش دو نیروی دشمن می‌چرخید و یکی از دو طرف در پایان پیروز می‌شد. دبیرستان هنری آن‌ها را به این نتیجه رساند که فرم بر محتوا برتری دارد. کارملو بنه در تئاتر بونچی چزنا برایشان کشفی بود، متن‌های گروتوفسکی را مثل دفترچه‌ی تمرین می‌خواندند و با هپنینگ‌های آلن کاپرو آشنا شدند. نخستین اثر ثبت‌شده‌شان در ۱۹۸۰ در رم اجرا شد و نام «رافائلو سانتزیو» پس از آن انتخاب شد. پریه از همین‌جا به حضور حیوان و ماشین در کار گروه می‌رسد. کلودیا حیوان را استاد می‌داند و بدنش را ارتباطی ناب، و کاستلوچی می‌گوید کارشان تسلی‌بخش نیست و پیش از آن‌که فرهنگی باشد، عاطفی است.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب هنر اشتباه کردن" ثبت می‌کند