ماجرای «معماران مرگ» با موشی شروع میشود که هیچکس اسم واقعیاش را نمیداند و همه او را «کاپیتان» صدا میزنند. موشی یکچشم و زخمخورده که از خیلی از آدمها خطرناکتر است. «معماران مرگ» رمانی کوتاه از دنیل پولانسکی، نویسندهی مجموعهی «لو تاون» است. این کتاب فانتزی تاریکی است با شخصیتهایی حیواننما، اما از قصههای ملایم حیوانات سخنگو فاصلهی زیادی دارد. گذشتهی کاپیتان و همراهانش را شکستی شکل داده است. مأموریتی در شهری به نام پایتخت، بهخاطر خیانت و اختلافهای درونی گروه، بد تمام شد و بازماندگان سالها کوشیدند دور از چشم بمانند، زندگی تازهای بسازند و جنگی را که باخته بودند فراموش کنند. کاپیتان اما نمیتواند فراموش کند. او تصمیم میگیرد بازماندگان را دوباره دور هم جمع کند و کار نیمهتمام را به پایان برساند. در این جمع، بونسوار قاقمی هست که فرانسویبودنش از اولین معرفیاش در داستان پیداست، بودیکای اپاسوم که تکتیرانداز است و سینابار، سمندری که سرعتش زبانزد گروه است. گورکنی به نام بارلی، موش کوری به نام گرترود و جغدی بالزخمی به نام الف هم به جمع آنها اضافه میشوند. هر کدام در داستان وقت و جای مخصوص خودشان را دارند و نویسنده پیش از رسیدن به اصل ماجرا، فرصت میدهد خواننده با تکتکشان آشنا شود. ساختار روایت هم بخشی از حالوهوای کتاب است و فصلها کوتاهاند و روایت خطی نیست، پس سرنوشت گروه تکهتکه و در میانهی ماجرا روشن میشود. فضای داستان را منتقدان به وسترن اسپاگتی و تریلرهای جنایی نزدیک دانستهاند و لحن نویسنده را ترکیبی از طنز و جدیت کشنده توصیف کردهاند، چیزی شبیه برخورد دنیای «ردوال» برایان ژاک با فضای فیلمهای کوئنتین تارانتینو. شخصیتها جثهی حیوان دارند، اما انگیزههایشان کاملا انسانی است: عدالتخواهی، انتقام، وفاداری و کینه. نقشهای که در ابتدا حسابشده به نظر میرسد، کمکم به رگباری از گلوله و انفجار تبدیل میشود. «معماران مرگ» در سال ۲۰۱۶ نامزد جایزهی هوگو در بخش بهترین رمان کوتاه (Best Novella) شد، هرچند جایزه را نبرد.
درباره دنیل پولانسکی
دنیل پولانسکی، نویسنده مجموعه تحسینشده «شهر پست»، در سال ۱۹۸۴ در بالتیمور متولد شد. او هنگام نوشتن این کتاب در بروکلین زندگی میکرد، اما زمانی که شما آن را میخوانید، ممکن است جای دیگری باشد.