«ستیز فلسفه و شعر» نوشتهی استنلی روزن مجموعهای از جستارهای بههمپیوسته است که به یکی از دیرپاترین و بنیادیترین تنشهای تاریخ اندیشه میپردازد: نزاع میان گفتار فلسفی و بیان شاعرانه. روزن در این کتاب میکوشد نشان دهد که این نزاع صرفا اختلافی تاریخی یا زیباییشناختی نیست، بلکه به پرسشی ریشهای دربارهی ماهیت حقیقت، شیوههای شناخت، و نسبت عقل و تخیل در فهم انسانی بازمیگردد. نقطهی عزیمت او بحث مشهور افلاطون در «جمهوری» است؛ جایی که سقراط از خصومت دیرینهی فلسفه با شعر سخن میگوید و شاعران را به سبب قدرت تقلیدگرانه و تأثیر عاطفیشان بر جان شهروندان، از شهر آرمانی بیرون میراند. روزن با خوانشی دقیق و سختگیرانه نشان میدهد که این طرد، نه نشانهی پیروزی سادهی فلسفه بر شعر، بلکه بیانگر وضعیتی پارادوکسیکال است. افلاطون در حالی شاعران را متهم میکند که خود از اسطوره، تصویر و ساختارهای روایی بهره میگیرد و دیالوگهایش واجد کیفیتی عمیقا شاعرانهاند. از این منظر، فلسفه نه در تقابل کامل با شعر، بلکه در رابطهای پیچیده و دوپهلو با آن شکل میگیرد؛ رابطهای که در آن لوگوس استدلالی همواره در سایهی میتوس روایی حرکت میکند. روزن این ابهام را نه نقص، بلکه نشانهی مسئلهای عمیقتر میداند: اینکه آیا اصلا میتوان به گفتاری کاملا غیرشاعرانه و کاملا عقلانی دست یافت. در ادامه، کتاب به تحلیل دیدگاههای ارسطو میپردازد؛ متفکری که برخلاف افلاطون، در «فن شعر» به دفاعی سنجیده از شعر و تراژدی دست میزند. روزن نشان میدهد که ارسطو، با مفهوم محاکات، شعر را نه صرفا تقلیدی گمراهکننده، بلکه شیوهای برای دستیافتن به نوعی حقیقت کلی میفهمد؛ حقیقتی که از مسیر روایت و امکانمندی انسانی آشکار میشود. این خوانش، مرز میان فلسفه و شعر را بیشازپیش لغزان میکند و نشان میدهد که هر دو قلمرو، هرچند با ابزارهایی متفاوت، در پی فهم نظم جهان و تجربهی انسانیاند. روزن سپس این نزاع را به اندیشهی مدرن پیوند میزند و از خلال خوانشهایی از نیچه و هایدگر نشان میدهد که چگونه فلسفهی جدید، آگاهانه به زبان و شیوههای شاعرانه نزدیک میشود. در نیچه، فلسفه بهصراحت از نقاب علمگرایی فاصله میگیرد و به نوشتاری استعاری، طعنهآمیز و شاعرانه روی میآورد؛ در هایدگر، شعر به یکی از افقهای بنیادین گشودگی حقیقت بدل میشود. این تحولات نشان میدهند که نزاع میان فلسفه و شعر نهتنها حل نشده، بلکه به شکلی تازه بازآفرینی شده است. یکی از نکات محوری کتاب، توجه به ابعاد سیاسی و اخلاقی این نزاع است. روزن یادآور میشود که نگرانی افلاطون از شعر، در نهایت به قدرت آن در شکلدادن به تخیل جمعی و نظم مدنی بازمیگردد. شعر میتواند ارزشها را دگرگون کند، عواطف را برانگیزد و اقتدار عقل فلسفی را به چالش بکشد؛ از همین رو، نزاع فلسفه و شعر همواره نزاعی بر سر مرجعیت تفسیر حقیقت و زندگی خوب بوده است. در مجموع، «ستیز فلسفه و شعر» اثری است ژرف، فشرده و چالشبرانگیز که نشان میدهد مرز میان عقل فلسفی و بیان شاعرانه نه صلب و قطعی، بلکه تاریخی، متغیر و مسئلهمند است. روزن با پیوند دادن اندیشهی باستان به پرسشهای مدرن، این نزاع را به مسئلهای زنده بدل میکند و کتابش را به منبعی اساسی برای پژوهشگران فلسفهی کلاسیک، فلسفهی ادبیات و هر خوانندهای تبدیل میکند که به نسبت میان حقیقت، زبان و تخیل انسانی میاندیشد.
درباره استنلی روزن
استنلی روزن (29 ژوئیه 1929 - 4 مه 2014) بوردن پارکر بون استاد فلسفه و استاد امریتوس در دانشگاه بوستون بود. تحقیقات و تدریس وی به سؤالات اساسی فلسفه و مهمترین چهره های تاریخ آن، از افلاطون تا هایدگر متمرکز شده است.