قولی که یک پدر در لحظهی داغداری به همسرش میدهد، گاهی از هر حکم دادگاهی سنگینتر است. «امشب قاتل پسرم را خواهم کشت» نوشتهی ژاک اکسپرت رمانی جنایی از ادبیات فرانسه است که با همین قول شروع میشود و دنبال این است که ببیند سوگ و خشم یک آدم معمولی او را تا کجا میبرند. ژانر کتاب را میتوان میان رمان جنایی و تریلر روانشناختی گذاشت؛ داستانی که بهجای صحنههای پرسروصدا، بر فشار درونی شخصیتهایش تکیه دارد. آنتونیو رودریگز پدر پسربچهای است که ماشینی او را زیر گرفته و راننده بدون توقف گریخته است. آنتونیو به همسرش قول میدهد که قاتل فرزندشان را پیدا کند و انتقام بگیرد اما ماهها میگذرد و تحقیقات پلیس به جایی نمیرسد. در این فاصله آنتونیو سر کارش رفتار یکی از مدیران ارشد شرکت را مشکوک میبیند و کمکم این سوءظن به محور زندگیاش تبدیل میشود. زندگی روزمره، محیط کار و رفتوآمد میان آدمهایی که ظاهرا هیچچیز نمیدانند، بستر این جستوجوی تنهاست و دقیقا همین عادیبودن فضا است که کتاب را از یک ماجرای پلیسی صرف جدا میکند. یکی از ویژگیهای برجستهی رمان شیوهی روایت آن است چرا که اکسپرت فقط از چشم پدر نمینویسد. ماجرا از چهار زاویهی دید روایت میشود: پدر و مادری که پسرشان را از دست دادهاند، و رانندهای که او را زیر گرفته، بههمراه همسرش. خواننده هم درد خانوادهی داغدیده را از نزدیک میبیند و هم ذهن کسی را که با فرار از صحنه، خود را از پیامدهای کارش کنار کشیده است. وقتی نهادهای رسمی نتیجهای نمیدهند، فاصلهی میان عدالت و انتقام چقدر است؟ در کنار این پرسش، رمان به ترس، بیاعتنایی، پنهانکاری و فریب هم میپردازد؛ مسائلی که در رفتار راننده و اطرافیانش دیده میشوند. داستان «امشب قاتل پسرم را خواهم کشت» به کارگردانی پیر آکنین اقتباس تلویزیونی هم شده و در آن ژانپل روو و سامی بوعجیلا بازی کردهاند.