زمانی ایرانیان را با نگاهی دقیق روایت میکند: از روزگاری که آبیاری در کشاورزی و انجام مناسک عبادی مبنای تشخیص شبانهروز بود، تا تاسیس رادیو تهران و تولد «سوژه وقتشناس» در ابتدای پهلوی.
نویسنده با عبور از گفتمان شرقشناسانه، بهجای تماشای تاریخ اجتماعی ایران از پنجره «عقبماندگی» و «انحطاط»، مفهوم «تجدد بومی» را در دستگاه نظری خود مبنا قرار میدهد. در چنین خوانشی، تغییر برداشت ایرانیان از مفهوم زمان، شکلی از تجربه مدرنیته در نظر گرفته میشود. این تجربه تاریخی نه یک فرآیند وارداتی و تحمیلی، بلکه برآیند پویای کنشگری مردمی است که در مواجهه با تحولات جهانی، بهدنبال نظمی نوین و گونهای تازه از انسان ایرانی بودند.
اینجا ردپای زمان بهمثابه الگوهای زیست جدید ایرانیان را میتوان در راهروهای نهادهای نوساز اجتماعی بازیافت. انظباط در ارتش، تربیت در مدارس جدید و رفتارهایی که پیش از آن در ادارات دولتی سابقه نداشت، زمان را به قدرتمندترین اهرم ملتسازی و شکلدهی به آهنگ تازهای از زندگی روزمره تبدیل کرد.
جستوجو در منابع و بایگانیها، از نسخ خطی و اسناد دولتی تا خاطرات و مکاتبات کمتر بازخوانیشده، از حقیقتی پرده برمیدارد: زمان و کیفیت تجربه آن، حلقهای گمشده برای شناخت مسیر تغییرات بنیادین در زندگی اجتماعی ایرانیان در دوران معاصر است.
امیر صفری مترجم ایرانی متولد سال 1363 میباشد.