خنده و خنده کن ها یک جستار فلسفی درباره مفهوم خنده است که در آن روردا نظریه های متفاوت فیلسوفانی چون هابز کانت شوپنهاور و برگسون در باب ماهیت خنده را بررسی میکند و با رد آن نظریهها، تعریف یگانه و منحصر به فردی از خنده و خنده کنها به دست میدهد و در نهایت طنز پرداز را چنین معرفی میکند کسی که چابکی طبیعی ذهنش باعث میشود بیآنکه متوجه شود از مرزهایی که انسانها میان چیزهای جدی و چیزهای غیرجدی گذاشتهاند، عبور کند.
آنری روردا فان آیسینگا در ۳۰ نوامبر ۱۸۷۰ متولد شد و در ۷ نوامبر ۱۹۲۵ به زندگی خود پایان داد. او در فضایی آکنده از آرمانهای انقلابی پرورش یافت: در دوران کودکی، پس از آنکه دولت هلند پدرش را «عنصر نامطلوب» اعلام کرد، خانوادهاش ناچار به مهاجرت به سوئیس شدند؛ در آنجا والدینش با متفکران آنارشیست، الیزه رکلوس و پیتر کروپوتکین، دوستی و مراوده پیدا کردند. روردا در جوانی به تحصیل ریاضیات پرداخت و سپس به عنوان معلمی محبوب در میان شاگردانش مشغول به کار شد، هرچند خود از حرفهاش عمیقاً دلسرد بود. از همین رو، روردا نقدی پیشروانه بر ساختار آموزشی حاکم (با عنوان «مربی کودکان را دوست ندارد») و همچنین ستونهایی طنزآمیز برای روزنامههای سوئیسی نوشت که بعدها در مجموعههای متعددی گردآوری و منتشر شدند. او اغلب با نام مستعار «بالتازار» مینوشت. وی پیش از مرگ، یادداشتی کوتاه خطاب به یکی از دوستانش و همچنین آخرین نوشته خود با عنوان «خودکشی من» را از خود بر جای گذاشت.