برهوت و ملکوت چهارمین دفتر از مجموعهی «کلاسیکهای ادبیات معاصر» است که به زندگی و آثار بهرام صادقی، یکی از برجستهترین نویسندگان داستان کوتاه فارسی میپردازد. حسن میرعابدینی در این کتاب، با رویکردی موجز و انتقادی، مسیر زندگی و کار ادبی صادقی را بررسی میکند و جایگاه او را در تحول داستان کوتاه معاصر ایران بررسی میکند. دوران آفرینندگی صادقی، گرچه کوتاه بود، به خلق آثاری انجامید که در تاریخ داستان کوتاه فارسی جایگاهی متمایز یافتهاند. او بیشتر داستانهایش را در فاصلهی سالهای 1335 تا 1345 نوشت و در همین دوره با آزمودن شیوههای گوناگون روایی، زبان و ساخت داستان، جهان داستانی ویژهی خودش را خلق کرد. حاصل کار او رمانی به نام ملکوت، و مجموعهای از داستانهای کوتاه است که برخی از آنها در زمرهی آثار ماندگار ادبیات معاصر ایران به شمار میروند.
میرعابدینی نشان میدهد یکی از مهمترین ویژگیهای داستانهای صادقی، درهمآمیختن واقعیت و وهم و ایجاد فضایی رازآمیز و نامتعارف است. صادقی از شگردهای داستان پلیسی و معمایی بهره میگیرد، اما آنها را با وهم جاری در قصههای شفاهی بومی درمیآمیزد و از خلال تخیلی غریب، روایتی متفاوت میسازد. طنز نیز در آثار او صرفا وسیلهای برای خنداندن نیست، بلکه با آشکار کردن تناقض میان ظاهر و باطن آدمها و برجسته کردن ابتذال پنهان در زندگی روزمره، خواننده را وامیدارد به آنچه عادی و پذیرفتهشده مینماید از نظرگاهی تازه بنگرد. از این رو این کتابهم درآمدی فشرده بر زندگی و آثار بهرام صادقی است و هم کوششی برای توضیح نوآوریهای روایی و مضمونی نویسندهای که با تجربهگرایی، طنز و نگاه انتقادیاش، بخش مهمی از داستان معاصر فارسی را شکل داده است.