در «سرد و سهمگین»، داستان حول محور شخصیتهای مختلف میچرخد که هر کدام با چالشهای درونی خود و روابط عاطفی پیچیدهای دست و پنجه نرم میکنند. این داستان بیشتر در فضای سرد و بیروحی شکل میگیرد که شخصیتها احساس میکنند در دنیای بزرگی گم شدهاند. در همین فضاست که انها تلاش میکنند معنا و هدف زندگیشان را پیدا کنند و از دامی که خودشان برای خود ساختهاند رهایی یابند.
همه از عشق انتظار معجزه دارند، این که ما را تبدیل به بهترین ادم دنیا بکند... اما من میگویم بزرگترین کاری که عشق کرده این است که ما را همچنان به زندگی امیدوار نگه داشته است.