هوارد ریساتی در این کتاب به پرسش بنیادین «شیء صناعی چیست؟» میپردازد و تلاش میکند جایگاه نظری مستقلی برای صناعت تعریف کند. او توضیح میدهد که دو عامل اصلی ضرورت این پرسش را در جهان معاصر برجسته کردهاند:
تیرهشدن مرز میان صناعت و هنرهای زیبا: ریساتی بیان میکند که به دلیل نبود یک نظریه انتقادی ویژه برای صناعت، معمولا در نقد و ارزشگذاری اشیای صناعی از معیارهای هنرهای زیبا استفاده میشود؛ در نتیجه چون اشیای صناعی کارکرد کاربردی دارند، اغلب چنین برداشت میشود که قابلیت زیبایی و ارزش هنری ندارند. این وضعیت باعث شده صناعت در حاشیه قرار گیرد و هویت نظری ان تحت تاثیر هنرهای زیبا کمرنگ شود.
دگرگونی رابطه صناعت و طراحی در عصر تولید ماشینی: با رشد طراحی صنعتی و تولید انبوه، رابطه تاریخی صناعت با «عملکرد» دگرگون شده است. طراحی مدرن محصولاتی کاربردی و روزمره عرضه میکند و همین امر جایگاه صناعت را در جهان امروز پیچیدهتر و مبهمتر کرده است. به باور نویسنده، این موقعیت جدید اگرچه منحصربهفرد است، اما تحت تاثیر منازعات میان هنرهای زیبا و صناعت قرار گرفته و کمتر به صورت مستقل فهم و تحلیل شده است.
بنابراین کتاب در تلاش است از خلال این دو چالش، تعریفی نو و نظریهمند از شیء صناعی ارایه دهد؛ تعریفی که بتواند جایگاه ان را نه به عنوان هنر تابع یا طراحی وابسته، بلکه به عنوان حوزهای مستقل و موثر در فرهنگ معاصر تثبیت کند.
هاوارد ریزاتی استاد ممتاز تاریخ هنر در دانشگاه ویرجینیا کامنولث است. کتابهای پیشین او شامل «کار ماهرانه: صنایع دستی آمریکایی در گالری رنویک» و «دیدگاههای پستمدرن: مباحثی در هنر معاصر» میشود.