در پایان سدۀ نوزدهم و در سال های آغازین سدۀ بیستم، در فضای فکری فرانسه، مناظره های داغ در باب مسائل روش شناسانه میان مورخان ممتاز و طرفداران جامعه شناسی نو آیین درگرفت.
می گوییم داغ، اما آن مناظره ها به راستی در برخی لحظات حال و هوایی دیوانه وار به خود می گرفتند.
نقطۀ حساس این مباحثاتْ مناظره های سرنوشت ساز بود که میان رهیافت نو به پدیده های اجتماعی، یعنی رهیافت پیشنهادی جامعه شناسی، و رهیافت مستقر در آن روزگار تحت عنوان «روش تاریخی» درگرفت.
برخی از طرفداران پرنفوذ جامعه شناسی قصد داشتند قواعد روش شناسانۀ نوی خود را به حوزۀ تاریخ منتقل کنند، اما این رهیافت جامعه شناسان به بحثی دوستانه و صمیمانه میان دو همسایه بر سر معتبر بودن یا نبودن کاربست یک روش جدید منجر نشد.
پیشروی جامعه شناسان در قلمرو تاریخ از همان لحظات نخست به رویارویی بدل شد، زیرا به نظر رسید این حمله، نه تنها تمهیدات پژوهش تاریخی را زیر سوال می برد، بلکه منطق ویژۀ این رشته و در نهایت معنای آن را هدف قرار میدهد.
داوید امیل دورکهایم (David Émile Durkheim - تلفظ فرانسوی: [eˈmil dyʀˈkɛm]) (زاده ۱۵ آوریل ۱۸۵۸ - درگذشته ۱۵ نوامبر ۱۹۱۷)، جامعهشناس بزرگ قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم است. به عقیدهٔ بسیاری، دورکیم بنیانگذار جامعهشناسی بهشمار میرود. هرچند آگوست کنت به عنوان واضع واژهٔ جامعهشناسی شناخته میشود، ولی اولین کسی که توانست کرسی استادی جامعهشناسی را تأسیس کند، دورکیم بود. وی همچنین مؤسس سالنامهٔ جامعهشناسی در فرانسه است.