«امیرحمزه صاحبقران» نوشتهی فرید مرادی برداشتی آزاد از کتاب رموز حمزه است که نام آن در چاپهای متعدد سنگی به صورت «کتاب شیرین عبارت خسرو گیتیستان امیرحمزه صاحبقران و عمرو آمیه عیار» ذکر شده است. کتاب «امیرحمزه صاحبقران» بیست و چهار قصه در شرح دلاوریهای «امیرحمزه صاحبقران» را روایت میکند، اما کتاب رموزه حمزه شامل شصت و نه داستان و از مفصلترین و مشهورترین داستانهای عامیانهی فارسی است. امیرحمزه فرزند عبدالمطلب متولی خانهی کعبه است. او از درگاه خدای تعالی میخواهد فرزند رشیدی به او عطا کند که بتواند از تعرض مهاجمان به خانه کعبه پیشگیری کند و این در شرایطی است که راوی قصه میگوید او یازده پسر دارد. خدا خواستهی این بنده را برآورده میکند و به این ترتیب حمزه متولد میشود. همزمان با تولد حمزه، در همسایگیشان نسیم عیار (دوست باوفای او) نیز متولد میشود. حمزه در هشت سالگی، پهلوانی نامآور را در میدان شهر شکست میدهد. سپس با نسیم به مکتبخانه میروند و در آنجا، کارهای نسیم عیار معلم را به ستوه میآورد. امیر حمزه به تدریج بزرگ میشود و نسیم عیار برای یافتن اسبی تنومند که بتواند او را سواری دهد، به سرزمینی دور میرود و عاقبت پس از ماجراهایی اسب مناسب را مییابد. در داستان پنجم، او صاحب اسب میشود، اسب الحق پیامبر! همچون رخش اسب رستم، پهلوان شاهنامه، «اسب الحق» نیز به کسی سواری نمیدهد اما پهلوان اسب را به زیر لگام میآورد و سوارش میشود، اسب در برابر او رام میشود. علاوه بر آن پهلوان صاحب زره «حضرت داوود» و کفش «اسحاق» پیامبر شده و دو شمشیر او را که صمصام و قمقام مینامند نیز صاحب میشود. یکی از کارهای امیر حمزه و نسیم عیار پس گرفتن مالیات مکه از دست گروهی راهزن است. او به کمک دستیارش عمرو امیه، پهلوانیهای بسیار میکند و به فتوحات و کشورگشاییهای بسیار نایل میشود. ماجراهای این قصه که به زمان سلطنت انوشیروان باز میگردد، با مایههایی از عیاری، پهلوانی، تاریخ پیامبران، اوضاع و احوال صدراسلام ترکیب شده و رنگ و بویی عامیانه گرفته است. قصهی اول به مثابه مدخل یا مقدمهای برای ورود به زندگی شخصیتهای اصلی داستان است و در قصهی دوم مخاطب با قهرمانان بیشتری آشنا میشود. داستان امیرحمزه میان عرب ها، ترک ها و به ویژه در شب قاره هند طرفداران بسیار دارد. اکبرشاه گورکانی علاقهی فراوانی به این داستان داشت و دستور داد هنرمندان ایرانی آن را با خطی خوش بنویسند و با نقوش و تذهیبهای بسیار بیارایند. «امیرحمزه صاحبقران» خوانندگان را با یکی از مهمترین قصههای عامیانه آشنا میکند و لذت خواندن داستانهایی پرماجرا را به آنها میچشاند.