کتاب جن گیر

The Exorcist
کد کتاب : 25766
مترجم :
شابک : 978-1000000009
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 355
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1971
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 26 تیر

برنده جایزه ی Audie سال 2000

معرفی کتاب جن گیر اثر ویلیام پیتر بلاتی

کتاب جن گیر که برای اولین بار در سال ۱۹۷۱ منتشر شد، هم اکنون به یکی از پرطرف دارترین سریال های شبکۀ فاکس تبدیل شده است. پس از گذشت پنجاه سال از انتشار آن، همچنان به عنوان یکی از شاخص ترین کتاب های ژانر وحشت مطرح است. جن گیر پنجاه وهفت هفتۀ پیاپی در فهرست پرفروش ترین های نیویورک تایمز قرار داشت و توانست هفده هفتۀ پیاپی جایگاه نخست آن را از آن خود کند. ویلیام پتر بلاتی این کتاب را از روی داستان واقعی دختربچه ای تسخیرشده توسط شیطان به رشتۀ تحریر درآورد. در این داستان ترسناک و دلهره آور، تلاش های مادر ریگان برای رهاکردن فرزندش از چنگال شیطان روایت می شود.
جن گیر دو سال پس از انتشار توسط کمپانی برادران وارنر به روی پردۀ سینما رفت و چالش های بسیاری را در ایالات متحده به دنبال داشت. سپس توانست ده جایزۀ اسکار را از آن خود کند. در اولین روز اکران فیلم، طرف داران آن کتاب های خود را همراهشان به سینما بردند. تعداد تماشاگران به اندازه ای بود که پلیس مجبور شد برای پراکنده کردن مردمی که موفق به خرید بلیت نشده و پشت درها تجمع کرده بودند، از گاز اشک آور استفاده کند. بدون شک جن گیر را نباید یک کتاب یا فیلمی ساده در نظر گرفت بلکه باید به آن به چشم یک پدیدۀ واقعی نگاه کرد. این کتاب همچنان توانایی زهره ترک کردن خوانندگان خود را دارد.
اگر فکر می کنید فرزند نوجوانتان برای خواندن این کتاب یا تماشای فیلم آن آمادگی دارد، یادتان باشد که در اولین روزهای اکران فیلم، بسیاری از تماشاگران با دیدن صحنه های ترسناک آن غش کرده و حتی گروهی راهی بیمارستان شدند.

کتاب جن گیر

ویلیام پیتر بلاتی
ویلیام پیتر بلتی (زادروز ۷ ژانویه ۱۹۲۸ - درگذشت ۱۲ ژانویه ۲۰۱۷ ) یک نویسنده و فیلمساز آمریکایی بود. کتاب جن گیر مشهورترین اثر اوست که آن را در سال ۱۹۷۱ نوشت. او همچنین نسخه بعدی فیلمنامه این فیلم که جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه اقتباسی را برنده شد نوشت و آخرین قسمت فیلم جن‌گیر را نوشت و کارگردانی کرد.
قسمت هایی از کتاب جن گیر (لذت متن)
وقتی رگان سه ساله بود پدرش هووارد تصمیم گرفت شیشه پستانک را دیگر متوقف کند، رگان برای مکیدن شیشه پستانک دار در آن سننا بزرگ به نظر می رسید .امارگان تا شیشه پستانک دار را شب در دهان نمی گذاشت خوابش نمی برد. یک شب پدرش هووارد شیشه را از دستش گرفت و رگان جیغ و گریه سر داد و تا ساعت چهار بامداد همچنان گریست و ناله کرد و در تمام مدت روز هم عصبی و ناراحت بود و تنش و تشنج داشت.

همین واقعه باعث گردید خانم کریس در اقدام خود نسبت به تخته موقتا تعدیل نشان دهد و آن را برای وقت مناسب تری بگذارد: من این موضوع را با یک روانشناس مطرح می کنم، و با این تصمیم و فکر به اتاق خواب خویش بازگشت خسته روی تخت افتاد و تقریبا همان لحظه هم خوابش برد. ولی چند ساعت بعد با صدای ترسناکی از خواب پرید،