کتاب من و خواب جنگل

Man va Khab-e Jangal
کد کتاب : 26692
شابک : 978-9644328329
قطع : رحلی
تعداد صفحه : 28
سال انتشار شمسی : 1398
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 4
زودترین زمان ارسال : 25 مرداد
افسانه شعبان نژاد
مي‌گويند اول ارديبهشت ماهِ سال چهل و دو در شهداد وقتي كه بلبل‌هاي خرمايي شاد از هواي بهاري، ‌لابه‌لاي شاخه‌هاي نخل اين سو و آن‌سو مي‌پريدند و آواز مي‌خواندند، صداي گريه‌هاي نازك و كشدار نوزادي كه هشتمين عضو از خانواده‌ي شعبان‌نژاد بود، به نرمي با صداي بلبل‌ها در هم آميخت. صدايش با نسيم ملايمي كه از كوير مي‌آمد و برگ‌هاي نارنج و پرتقال باغ را نوازش مي‌كرد، همراه شد.آن نوزاد من بودم. نامم را افسانه گذاشتند و ناخودآگاه رو...
قسمت هایی از کتاب من و خواب جنگل (لذت متن)
«یک روز خواب دیدم/ جنگل مرا صدا زد/ تق تق به شیشه ها زد/ همراه آن پرنده/ رفتم میان جنگل/ خورشید می درخشید/ در آسمان جنگل/ یک گوشه برکه ای بود/ آبی و صاف و کوچک/ پر بود آب برکه/ از آسمان و پولک/ یک دسته ماهی سرخ/ آن جا در آب بودند/ در آب صاف برکه/ در پیچ و تاب بودند...»