در دنیایی که میان تصاویر سرخط خبرهای روزانه و فیلم های اکشن و وحشتناکش تفاوتی دیده نمی شود، دنیایی که یکپارچگی اش فریبی بیش نیست و بیشتر آثار هنری معاصرش هجویه هایی کم مایه و زودگذرند، معمایی که به جای پاسخی قطعی دم به دم پیچیده تر می شود، نماهای بی چشم انداز و گاه ساکن و خالی، اعمالی با انگیزه ای مبهم و دیریاب و نتایجی شگفت آور و هولناک، نباید چندان تازه و عذاب آور باشد، اما هست. پرسش های میشاییل هانکه را پاسخی نیست مگر آگاهی و هشدار: این است راز سینمای آزار و...
در یک مصاحبه یک خبرنگار کوته فکری به هانکه گفته بود سینمای شما مخاطب رو آزار میده هانکه ضمن رد این مساله گفته بود اگر دوست ندارید نبینید و در آخر این جمله رو بعد از پایان مصاحبه و قبل از اکران فیلم پنهان گفت: شبی سرشار از آزار را برای شما آرزو دارم. جالبه حالا آقای عقیقی بر اساس این جمله و از سر تکرار و خیالات بی ربط یک کتاب بیشتر در ستایش هانکه نوشتن که مسعود فراستی هم برای کتاب در تبلیغ کم نذاشت کتاب جز لفاظی چیز زیادی برای گفتن نداره حرفهای بی ربط و ارجاع مدام به فلسفه غرب در سراسر کتاب موج میزنه فهرست ارجاعات کتاب هم که فاجعه ست به ۷ یا ۸ کتابی ارجاع دادن در میدان انقلاب خودمان به عنوان فلسفه عام و دم دستی پیدا میشن فقط مساله اینه که آقای عقیقی اشاره نکردن اول این کتابها رو خواندن بعد به فیلمهای هانکه ربطش دادن یا برعکس! و در انتها با کمال تعجب به مصاحبههای شخص هانکه ارجاع دادن که میشه گفت تعجب آوره کتاب هیچ حرف تازه ای نداره جز یک سری تکرار مکررات که فقط با نثر ادبی و فلسفی بیان شده به جرات میگم مقالات رایگان و کم حجمتر از این کتاب وجود دارن که نگاههای تازه و جالبی به سینمای هانکه دارن فراستی نشون داد مثل فیلمها لای این کتاب رو هم باز نکرده و فقط تبلیغ کتاب رو به گردن گرفته از طرفی میگفت بر اساس این کتاب سینمای هانکه رو دنبال نمیکنم چون سینمای آزاره ولی در کمال تعجب میبینیم که این کتاب بیشتر در ستایش هانکه ست در کل کتاب حرف تازه ای نداره و ارزش افزوده ای به مخاطبش نمیده