کتاب ارسن ولز

Orson Welles: A Critical View
کد کتاب : 29143
مترجم : مهدی رحیمیان
شابک : 978-6007261811
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 162
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1972
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 11 آبان
آندره بازن
آندره بازن (André Bazin) (زاده ۱۸ آوریل ۱۹۱۸–درگذشته ۱۱ نوامبر ۱۹۵۸) نظریه‌پرداز و منتقد فرانسوی فیلم بود که با رشته‌ای از مقالات به ایجاد و تأسیس نظریه‌ای موسوم به نظریه میزانسن همت گماشت. او در آنژه به دنیا آمد. بازن به همراه ژاک دونیول والکروز در سال ۱۹۵۱ نشریهٔ کایه‌دوسینما (Cahiers du cinéma) یا دفترهای سینمایی را تأسیس کردند. در این نشریه بسیاری از منتقدین و فیلمسازان آیندهٔ موج نوی فرانسه مقالاتی نگاشتند. او خود در این نشریه مقالاتی نگاشت که عموم...
قسمت هایی از کتاب ارسن ولز (لذت متن)
در ژوئیه سال ۱۹۴۶، که همشهری کین در پاریس به نمایش درآمد، آندره بازن منتقدی جوان بود. او ۲۲ سال داشت و دو سال بود که به طور حرفه ای نقد می نوشت. همشهری کین در کنار روز می دمد مارسل کارنه، قاعده بازی ژان رنوار و مسیو وردو چارلی چاپلین، بی شک از آن دسته فیلم هایی بود که او را بیش از بقیه به هیجان آورد. مقالات بازن دربارۀ چارلی چاپلین و ارسن ولز وی را در جایگاه رهبری منتقدان جوانی قرار داد که پس از جنگ برای نشریات اکران فرانسز و لاروو دوسینما نقد می نوشتند. این آخری بعد از ۲۰ شماره تعطیل شد و چندی بعد در قالب کایه دوسینما دوباره متولد شد. تحسین بازن از «بچه اعجوبه ای اهل کنوشا»، عنوانی که نشریات آن زمان به ولز داده بودند، هرگز دستخوش تغییر نشد، زیرا اولین کتابش را در سال ۱۹۵۰ به ولز اختصاص داده بود که کار فیلمبرداری مکبث را به اتمام رسانیده و درحال تدارک اتللو بود. این کتاب کوچک، با پیشگفتار خارق العاده ای از ژان کوکتو، بسرعت نایاب شد و به جمع کتاب های گنجینه ای پیوست؛ و بازن در سال ۱۹۵۸، کمی پیش از مرگش، تحت تأثیر شور و شوق ناشی از دیدن فیلم بارقۀ شیطانی (ضربه شیطان) نسخۀ بازنویسی شده و گسترده تری آماده کرد که با ترجمۀ جاناتان روزنبام بصورت کتابی که در دست دارید منتشر شد. در ایام کریسمس سال ۱۹۷۳، یکی از هدایایی که مردم هالیود از دادنش به دیگران خشنود بودند نسخه قاب شده یکی از حکایات چارلی و اسنوپی شولتز بود که در روزنامه لس انجلس تایمز چاپ می شد. آن چه هفت طراحی آن نشان می داد این بود: ۱ـ لینوس تلویزیون را روشن می کند. ۲ـ لوسی، خواهر بزرگترش، سر می رسد و از او می پرسد «چی نگاه می کنی؟» ۳ـ لوسی: «همشهری کین». ۴ـ لوسی: «من ده بار اونو دیده ام». ۵ـ لینوس: «این اولین باره که اونو می بینم». ۶ـ لوسی در حالی که از اتاق بیرون می رود زیر لب می گوید: «رزباد سورتمۀ اونه» ۷ـ لینوس از ناراحتی به خود می پیچد: «آآه»! این رشته تصاویر، اگر اساسا نیازی به توصیف داشته باشد، موقعیت سینمایی و فوق سینمایی را تشریح می کند که همشهری کین در زندگی فرهنگی دو نسل به خود اختصاص داده بود. همان طور که سینمای صامت با تولد یک ملت گریفیث، همسران احمق اشتروهایم، و سه حلقه ای های چاپلین احیا و برانگیخته شده بود، هر آن چه که از سال ۱۹۴۰ در سینما مطرح بود از همشهری کین ارسن ولز و قاعده بازی رنوار متأثر شده است.