به نظر من کتاب آموزنده ای بود. اینکه هرموقع فامیل و خونواده توی زندگی زناشویی دخالت کنند، اون زندگی از هم میپاشه. اما از لحاظ داستان بعضی جاهاش غیرمنطقی بود که به نظرم فقط میخواست داستان و سرهم بندی کنه. مثلا اونجایی که شایان با اون همه عشقی که به ماهی داشت ولی به خاطر بیماری و بدهکار بودن پدرش خیلی زود راضی به طلاق میشه و میره آلمان. یعنی حتی یه ذره هم تلاش نمیکنه تا ماهی و از دست نده. به نظرم نویسنده فقط رفتن شایان و توجیح کرده بود و الا هیچ دلیلی نداشت انقدر زود از عشقش دست بکشه. یه جای دیگه از داستان هم نوشته شایان چهار سال آلمان بوده .توی این چهارسال چه جوری هم اعتیاد پیدا کرده هم بستری شده و ترک کرده، هم دانشگاه رفته درسش و تموم کرده. هم ثبت شرکت انجام داده و هم حسابی کارو بارش توی فرانکفورت گرفته؟ مگه میشه توی چهارسال این همه کار باهم انجام داد؟
جزو آثار ضعیف این نویسنده بود، داستان خاصی نداشت و خوندن کتاب تا آخر خیلی زحمت داره
نسبت ب دیگر آثارشون ضعیف تربود.رمان ضعف هایی داشت مثلا اصل داستان دههی ۸۰ اتفاق میافته ولی از اسنپ استفاده شده بود همچنین آهنگ ماه و ماهی اشرف زاده کار دههی نودی هست ازلحاظ اقتصادی یه مدیر مدرسه و ی معلم دیگه ضعیف نیستن ک اینجا زندگی خانوادهی ماهی خیلی ضعیف ب تصویر کشیده شده بود تا حدی ک در توانشون نبود ک ی مسافرت برن
سلام در مورد کتاب اندوه ماهی نویسنده عزیز خانم حمزه لو بگم متاسفانه متاسفانه کتاب اندوه ماهی اصلا قشنگ و جذاب مثل بقیه کتابهاشون نبود،خسته کننده و حوصله سر بر بود