کتاب هفتاد و دومین غواص

Seventy-second Diver
(خاطرات جانباز کریم مطهری فرمانده گردان غواصی جعفر طیار)
کد کتاب : 35078
شابک : 978-6226609999
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 640
سال انتشار شمسی : 1398
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
حمید حسام
حسام در سال 1340 در همدان متولد شد. وی فارغ التحصیل کارشناسی ارشد ادبیات فارسی دانشگاه تهران است. وی جوانی خود را در جبهه های نبرد سپری کرد و همین مساله باعث شد تا دفاع مقدس رویکرد اصلی حمید حسام در نوشتن و خلق آثارش باشد. سردار حسام معاون ادبیات و انتشارات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، در زمینه نویسندگی نیز کارنامه قابل توجهی دارد. چهار کتاب حاصل دوران نویسندگی این مسئول فرهنگی است. در زمینه داستان کوتاه کتاب "دهلیز انتظار"، در بخش خاطره کتاب "غواصها بوی نعنا می دهند"، "دلیل" و در ...
قسمت هایی از کتاب هفتاد و دومین غواص (لذت متن)
«من بچۀ سرگذرم!» این جمله را وقتی در دهۀ چهل به کسی در همدان می گفتی، طرف مقابل خودش را جمع وجور می کرد و می فهمید که نمی شود سربه سر این «بچه» گذاشت. «بچۀ سرگذر» یعنی کسی که تا چشم باز کرده، توی محله، دعوا و یقه گیری دیده و گوشش پر از عربده هاست؛ عربدۀ جاهل ها و لات هایی که سرشان درد می کرد برای دردسر. اگر کسی می خواست برای کسی شاخ وشانه بکشد، می گفت: «اگه جیگر داری بیا سرگذر!» چون سرگذر، معرکۀ آدم های تیغ دار بود. حتی داش مشتی ها که می خواستند عرض اندام کنند، حتما گذرشان به سرگذر می افتاد و قمه کش هایی که می خواستند خودشان را به رخ دیگران بکشند، اول می رفتند بالای شهر و خیابان بوعلی و حسابی مست می کردند و بعد می آمدند سرگذر، و به اصطلاح خودشان «نفس کش» می طلبیدند. حتی برای اینکه بگویند ما خیلی گنده ایم، شاه و فرح و خانوادۀ دربار را یکی یکی به اسم، فحش می دادند. پاسبان ها هم چندان جرئت نداشتند که سرگذر آفتابی شوند.