«فلسفه فرانسه در قرن بیستم» نوشته اریک متیوز، یک بررسی جامع و خوانندهپسند از تکامل اندیشه فلسفی در فرانسه از اوایل قرن بیستم تا اواخر آن است. این اثر، منتشرشده توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد در سال ۱۹۹۶، بخشی از مجموعه Opus بهشمار میآید و هدف آن ارائه یک نمای کلی، تاریخی و مفهومی از فلسفه فرانسوی در قالبی قابل دسترس برای دانشجویان و خوانندگان عمومی است. متیوز با ترکیب تحلیل تاریخی، زمینه فرهنگی و توضیح مفاهیم فلسفی، نشان میدهد که چگونه اندیشه فرانسوی با ادبیات، هنر، سیاست و جریانهای فکری معاصر در هم آمیخته است. ساختار کتاب، همزمان زمانی و موضوعی است و مسیر تحول فلسفه فرانسوی را با توجه به زمینههای فرهنگی و اجتماعی دنبال میکند. متیوز با بررسی برگسون آغاز میکند، فیلسوفی که مفهوم تجربه انسانی را در برابر توضیحات مکانیکی و علمی قرار داد و تأثیر عمیقی بر فلسفه وجودی و پدیدارشناسی بعدی داشت. سپس به اگزیستانسیالیسم و پدیدارشناسی پرداخته میشود، با تمرکز بر فیلسوفانی مانند ژان-پل سارتر و موریس مرلو-پونتی، که تجربه انسانی، آزادی و خودآگاهی را در محور بحث قرار میدهند. در ادامه، مارکسیسم و ساختارگرایی فرانسوی، از جمله کارهای لاکان و فوکو، تحلیل میشوند و نحوه تفسیر جامعه، قدرت و زبان در فلسفه مدرن فرانسه بررسی میگردد. بخشهای پایانی کتاب به پساساختارگرایی و ساختارشکنی اختصاص یافته و نقش ژاک دریدا در بازتعریف زبان، معنا و متن در اندیشه فلسفی مورد تأکید قرار گرفته است. متیوز همچنین به روندهای فلسفه فمینیستی و دیگر صداهای معاصر میپردازد که نشاندهنده گسترش نفوذ فلسفه فرانسه تا پایان قرن بیستم است. یکی از مضامین کلیدی کتاب، ادغام فلسفه با زندگی فرهنگی و عمومی فرانسه است. متیوز نشان میدهد که ایدههای فلسفی در فرانسه اغلب با ادبیات، سیاست و بحثهای اجتماعی پیوند خورده و به همین دلیل فلسفه نه تنها در محافل دانشگاهی، بلکه در زندگی روزمره و فرهنگی نیز نفوذ دارد. موضوع دیگر، تداوم و دگرگونی اندیشه است؛ هرچند جنبشهای فلسفی مانند اگزیستانسیالیسم، ساختارگرایی و پساساختارگرایی تغییرات بنیادی ایجاد کردند، دغدغههای اصلی فلسفه فرانسوی همچون ذهن، زبان، آزادی و قدرت، همواره بازتفسیر و سازگار شدهاند. همچنین متیوز تعامل بینالمللی فلسفه فرانسه با جریانهای اروپایی و جهانی را برجسته میکند و نشان میدهد که فیلسوفان فرانسوی در پاسخ به تفکرات دیگر فرهنگها، هم تأثیر گرفته و هم تأثیرگذار بودهاند. از نقاط قوت کتاب میتوان به روایت روشن و قابل فهم، وسعت زمانی و پوشش زمینه فرهنگی اشاره کرد که آن را به یک ابزار آموزشی مناسب برای دانشجویان و علاقهمندان فلسفه تبدیل میکند. محدودیت اصلی اثر نیز این است که به عنوان یک مرور کلی، عمق کافی برای تحلیل جزئیات اندیشههای فیلسوفان فردی یا مباحث تخصصی فرعی ارائه نمیدهد، اما برای ایجاد یک نقشه کلی از فلسفه فرانسوی قرن بیستم کاملا مناسب است. در نتیجه، «فلسفه فرانسه در قرن بیستم» اریک متیوز یک معرفی دقیق و منسجم است که نه تنها تحولات فلسفی را نشان میدهد، بلکه پیوند آنها با فرهنگ، سیاست و جریانهای اجتماعی فرانسه را برجسته میکند. این اثر برای دانشجویان، محققان و هر خوانندهای که میخواهد درک عمیقی از فلسفه فرانسوی مدرن و نقش آن در زندگی فکری معاصر داشته باشد، بسیار ارزشمند است و مسیر تحولات فکری از برگسون تا پساساختارگرایی را به وضوح ترسیم میکند.
درباره اریک متیوز
اریک متیوز متولد 24 اکتبر 1936 ، رئیس گروه فلسفه دانشگاه آبردین است.