1. خانه
  2. /
  3. کتاب وقتی کسی درخت های چهارباغ را بشمارد

کتاب وقتی کسی درخت های چهارباغ را بشمارد

4.5 از 2 رأی

کتاب وقتی کسی درخت های چهارباغ را بشمارد

vaghti Kasi Derakht-haye Chahrbagh Ra Beshomarad
انتشارات: آموت
٪15
33000
28050
معرفی کتاب وقتی کسی درخت های چهارباغ را بشمارد
«وقتی کسی درخت‌های چهارباغ را بشمارد» رمانی نوشته‌ی فاطمه سرمشقی است که مخاطبان ادبیات بیش‌تر او را به عنوان نویسنده‌ی کودک و نوجوان می‌شناسند. این رمان بزرگ‌سال او نیز جهانی جادویی دارد؛ داستان درباره‌ی یحیی و موجودات شگفت‌انگیز یک روستای دورافتاده است. رمانی که از لحاظ ساختار گاهی شبیه به رمان‌های نوجوان می‌شود.
فصل‌های کوتاه کتاب است و با شمارش اجنه به جلو می‌رود، که یادآور رمان‌های ژانر وحشت است، اما دیالوگ‌ها و لحن و رفتار اجنه و همچنین خونسردی یحیی، داستان را به گونه‌ای پیش می‌برد که اجنه‌ کم‌کم موجوداتی بامزه می‌شوند که بیشتر دوست‌داشتنی هستند تا ترسناک. رگه‌های ظریفی از طنز نیز در داستان تنیده شده است که در زبان، رفتار و دیالوگ موجودات ماورائی دیده می‌شود.
رمان سه راوی دارد که به تناوب در هر فصل داستان را پیش می‌برند. در شروع داستان، راوی کودک است؛ او داستان را شروع می‌کند و به شکلی زیبا و جاندار پیش ‌می‌برد؛ زمینه‌ی اصلی داستان را می‌چیند. راوی دوم «ملیحه» مادر کودک است که در فصل‌های مخصوص به خود، از احساسات خودش و اطرافیان می‌گوید. راوی سوم پدر خانواده «اسد» است. فصل آخر داستان با عنوان «جن آخر» به وسیله «حوا» روایت می‌شود. «حوا» دختربچه‌ی ده‌ساله‌ای است که تنها همان یک فصل را در پایان‌بندی داستان روایت می‌کند و داستان را به پایان می‌رساند. رمان قصه‌ای اسطوره‌ای و وهمی دارد و فضایی شبیه به داستان‌های عامیانه فارسی؛ مثلا ماجرای سیب جادوشده که با خوردن آن جادو موثر می‌افتد.
داستانی بر قلمروهای ناشناخته و موضوعات ماورائی بناشده است و مخاطب پیوسته در تلاش است تا حقایقی را کشف کند و همین امر او را بیشتر به خواندن داستان مشتاق می‌کند. رویدادها و اتفاقات جالب و پرتعلیق مخاطب را به دنبال خود می‌کشاند، مثلا آنجا که مه‌لقا می‌آید بالای سر نوزاد و بعد از چند بار تلاش ناموفق، بالاخره موفق به ربودن نوزاد از گهواره می‌شود. چنین اتفاقاتی قصه را جذاب و پرکشش می‌کند.
شخصیت «یحیی» به خوبی پرداخته شده و عواطف و امیال او که منجر به حوادث پی‌درپی می‌شوند، گاهی حتی از دست خودش هم خارج است. هیچ‌یک از رفتار او بی‌دلیل نیست حتی اگر دیگران از درک آن عاجز باشند. او برای کارهایی که انجام می‌دهد و حتی تغییر رفتارش، دلایلی واقعی و جبری دارد. یحیی را می‌توان ترکیبی از فردیت و اجتماع دانست؛ اجتماعی که از دید دیگران مخفی است.
«وقتی کسی درخت‌های چهارباغ را بشمارد» داستانی چذاب و پرکشش است که براساس اسطوره‌ها و قصه‌های عامیانه بنا شده و گزینه‌ای مناسب برای علاقمندان به رمان‌های ایرانی است.
درباره فاطمه سرمشقی
درباره فاطمه سرمشقی
نویسنده ی ایرانی است که در سال 1357 به دنیا آمد. بعد از دانشگاه نوشتن را شروع کرد. قبل از همه «مهرآیین» دختر هشت ساله اش داستان هایش را می خواند. اولین کتابش فیل کوچولو چی کار می کنی؟ است و کتاب های دیگرش شاه شکمو، راز نقاشی هایمانی، شاخه ای که همه چیز را دید و چه کسی خط وخال ها را برداشته است.
دسته بندی های کتاب وقتی کسی درخت های چهارباغ را بشمارد
قسمت هایی از کتاب وقتی کسی درخت های چهارباغ را بشمارد

چهارباغ پر از قصه بود، قصه هایی که کسی جز اهالی آنها را باور نمی کرد، اگر به گوش غریبه ای می رسید، لب ورمی چید که روزگار این قصه ها و حکایت ها گذشته و آن قدر رفتند و آمدند تا دیگر کسی جرأت نمی کرد آن ها را برای دیگران تعریف کند. قصه ها حبس شدند در سینه ی پیرمردها و پیرزن هایی که دیگر حتی نوه هایشان هم زبان شان را نمی فهمیدند. مردم هنوز هم چهار باغ را می دیدند، از کنارش می گذشتند ولی دیگر کسی نمی دانست چرا آن سوی باغ های انگوری، دوازده یا سیزده درخت سپیدار روییده که هیچ کلاغی جرات ندارد روی شاخه هایش لانه بسازد! هر بار که چهارباغ را می دیدم، سپیدارها شاخه دراز می کردند و من را جوری می کشاندند سمت خانه ی کوچک و خراب کنار چشمه که انگار یک نفر منتظرم است تا برایم قصه بگوید! هیچ وقت کسی را در آن خانه ندیدم اما هر بار صدای هلهله و کل کشیدن و دست زدن هایشان گوشم را پر می کرد و خیالات برم می داشت که شاید جایی همان اطراف عروسی است، آن قدر به چهارباغ رفتم، خود به خود سر از آن خانه در آوردم و کسی را ندیدم که قصه اش را برایم تعریف کند تا بالاخره فراموش کردم که چهارباغ روزی قصه ای داشته است. این رمان داستان فراموشی من و تمام اهالی روستایی است که روزی درخت های چهار باغ را دیده و آنها را شمرده اند.

نظر کاربران در مورد "کتاب وقتی کسی درخت های چهارباغ را بشمارد"
3 نظر تا این لحظه ثبت شده است

داستان بسیار لطیف و پرکششی بود. از خوندن هر صفحه اش لذت بردم. وجود جن‌ها و اتفاقات ماورایی که تو قصه‌های مادربزرگ‌ها شنیدیم، زیبایی کتاب رو چند برابر کرده. دلم میخواد داستانهای بیشتری از آدمها و جن‌های توی کتاب بخونم.

1405/01/20 | توسطسمانه عبدی
0
| |

خیلی دوستش داشتم زیبا بود

1401/12/05 | توسطکاربر سایت
0
| |

خیلی دوست داشتنی بود❤️

1401/02/20 | توسطکاربر سایت
0
| |