کتاب آختامار

Akhtamar
  • 10 % تخفیف
    25,000 | 22,500 تومان

  • موجود
  • انتشارات: نگاه نگاه
    نویسنده: هما جاسمی
کد کتاب : 39691
شابک : 978-6003767577
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 163
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2020
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 1 بهمن

معرفی کتاب آختامار اثر هما جاسمی

مفهوم مرز گاهی ظرافتی دارد به باریکی مو و گاهی قاطعیتی همچون حکم سرنوشت. مرز رشته ای است که داستان های آختامار را به هم پیوند می دهد.

راستی چه چیزی به مرز حق می دهد که مومن را از ملحد، عاشق را از معشوق و درست را از غلط جدا کند؟

کتاب آختامار

قسمت هایی از کتاب آختامار (لذت متن)
فاروق با مادرش در زیرزمین ساختمان قدیمی ای در مونیخ که من هم مستاجرش بودم زندگی می کرد و هر روز با کلاه نگهبانی ای که برای سرش بزرگ بود روی چهارپایه ای دم در می نشست و مسئول آسانسور ساختمان شده بود. آسانسوری که نزدیک شصت سال آدم ها را با رازهایشان جا به جا کرده بود. روزهای یکشنبه که رفت و آمد کم می شد، فاروق آینه آسانسور را پاک می کرد و دسته طلایی و رنگ و رو رفته اش را برق می انداخت. گاهی هم در طول هفته خریدهای همسایه ها را تا دم آپارتمانشان می برد و انعامی می گرفت. مادرش که گفته بود ام فاروق صدایش کنند، ریزه میزه و تپل بود و همیشه روسری زیتونی رنگی به سرش می بست و یک روز در میان راهرو ها و راه پله را پاک می کرد و باقی وقتش را به خانه همسایه ها می رفت و برایشان نظافت می کرد. به قول آلمانی ها سیاه کار می کرد و چندرغازی در می آورد. قضیه کار کردن غیر قانونی ام فاروق را از خانم شوارتزر[۱] که پیرزن فضول و وراجی بود و از سی و دو سال پیش در طبقه همکف زندگی می کرد، شنیده بودم.