کتاب میرزا

Mirza
  • 15 % تخفیف
    55,000 | 46,750 تومان
  • موجود
  • انتشارات: نگاه نگاه
    نویسنده:
کد کتاب : 8095
شابک : 9789643512163
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 192
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 1968
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 7
زودترین زمان ارسال : 22 اسفند

معرفی کتاب میرزا اثر بزرگ علوی

مجموعه ی پیش رو با عنوان "میرزا" اثری است به قلم "بزرگ علوی" که شامل شش داستان کوتاه بوده و علاوه بر داستان "میرزا"، داستان های «آب»، «دربدر»، «یکه»، «احسن القصص»، «وبا» و «یکه و تنها» از دیگر عناوین این مجموعه هستند. "بزرگ علوی" داستان های این مجموعه را در حدفاصل دهه های چهل و پنجاه در سال های اقامت خود در آلمان به رشته ی تحریر درآورد. داستان های "میرزا" کوتاه، شیرین و دلنشین هستند و "بزرگ علوی" آن ها را به زبانی ساده و بی تکلف به نگارش درآورده است.
موضوعات داستان های این مجموعه با هم متفاوت هستند و ارتباط پیوسته ای میان قصه ها دیده نمی شود اما دیدگاه ها و سبک نگارش نویسنده در تمام داستان ها مشابه است. قصه ی نخست با عنوان "آب"، داستان مردی است که تلاش می کند برای غریبه ای در حال مرگ، آب بیاورد. "میرزا" که عنوان کتاب نیز از آن برگرفته شده، به داستان زندگی فردی اشاره دارد که در خارج از کشور، یاری رسان پناهندگان سیاسی برای یافتن خانواده هایشان می باشد؛ "بزرگ علوی" در این داستان وضعیت اجتماعی و روحی مهاجرانی را به تصویر می کشد که ظاهرا به میل خود ترک وطن گفته اند اما این انتخاب خیلی هم دل بخواهی نبوده و مراتب اجبار و اضطرار در آن به چشم می خورد. "احسن القصص" همانطور که از نام آن پیداست، درباره ی پشیمانی برادران حضرت یوسف (ع) از کاری است که با او کرده اند و "دربدر" داستان دختری است که بعد از ازدواج با یک فرد ثروتمند، می فهمد که باید مستقل باشد و خودش به کار مشغول شود. داستان "یکه و تنها" قصه ی نامه نگاری های یک زندانی سیاسی با دخترش می باشد و "وبا" داستان فردی است بی رحم که برای سود شخصی هر روز به یک رنگ در می آید.

کتاب میرزا

بزرگ علوی
بزرگ علوی زاده ی 13 بهمن 1282 و درگذشته ی 28 بهمن 1375 شمسی، نویسنده، استاد زبان فارسی و روزنامه نگار ایرانی بود که بیش از چهار دهه از نیمه ی دوم قرن بیستم را در آلمان زندگی کرد و به نوشتن داستان، ترجمه، نقد و فرهنگنامه نویسی پرداخت.بزرگ علوی در تهران متولد شد. او به همراه برادرش مرتضی علوی در سال 1920 به منظور تحصیل به آلمان رفت و دوران دبیرستان را در شهرهای مختلفی گذراند. علوی در دوران اقامت در آلمان چند اثر ادبی آلمانی را به فارسی ترجمه کرد. در سال 1927، پدر او به خاطر یک شکست بزرگ تجاری خ...
قسمت هایی از کتاب میرزا (لذت متن)
سالی نیست که من سفری به خارج نکنم. کجای دنیاست که زیر پا نگذاشته باشم، مثلا روزنامه نویس هستم. با این کارت تمام درها به روی آدم باز است. هربار که سری به مرکز اروپا می زنم از دوستم دیدن می کنم. ما در قطارمونیخ - زالسبورگ با هم آشنا شدیم. در دستش«لطائف الطوائف» بود. فهمیدم که ایرانیست. سر صحبت را با او باز کردم. حالا پانزده سال و بلکه بیش تر از آن تاریخ می گذرد. نه او پرسید که من کیستم و چه کاره ام و نه من از او. از همین اخلاقش خوشم آمد که کنجکاو نبود و بی خودی نمی خواست ته و توی کار کسی را درآورد. اول اسم آدم را می پرسند، بعد می خواهند بدانند که مثلا بنده ثروت خودم را از کجا آورده ام. امان از وقتی که بفهمند آدم تصدیق ششم ابتدایی را هم زورکی گرفته است. وقتی می خواستم در زالسبورگ پیاده شوم از او خداحافظی کردم و گفتم: «از ملاقاتتان خیلی مسرور شدم. اگرکاری در ایران داشته باشید با کمال میل انجام خواهم داد. نشانی موقتی من فلان جاست.» او در جواب گفت: «اگر شما به فلان شهر آمدید، در پانسیون Dorient سراغ میرزا را بگیرید، مرا پیدا خواهید کرد.» من او را به اسم میرزا می شناسم. خدا خواست که یک ماه بعد به شهری که محل اقامت او بود آمدم. به پانسیونش تلفن کردم. همدیگر را دیدیم و دوستی ما از آنجا شروع شد. هربار که به اروپا سر می کشم، یکی دو روز با او هستم. شب ها همدیگر را ملاقات می کنیم و معلوم شد که من خیلی بدرد او می خورم. اما هرگز باور نمی کردم که سرنوشت، زندگی ما دو نفر را به این تنگی به یکدیگر پیوسته باشد. گفتم که او در شهری در مرکز اروپا زندگی می کند. «زندگی» اصطلاح قلمبه ای است و با آنچه که به سر او آمده و می آید و به خدا می داند خواهد آمد، اصلا جور نیست. اول دفعه که حس کردم آواره فراری است وحشتم گرفت.