کتاب چشم های سبز هی هو ها ما

Cheshm-haye Sabz-e Hi Hu Ha Ma
کد کتاب : 39806
شابک : 978-6008145721
قطع : پالتویی
تعداد صفحه : 152
سال انتشار شمسی : 1396
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 4 بهمن
ریحانه جعفری
از بچگی عاشق آدم‌ها، سفر و کتاب بودم. هر کتاب برام یه سفر بود. سفر به جهان نویسنده. با خوشحالیِ‌ آدم‌های توی کتاب‌ها، خوشحال می‌شدم و با ناراحتی‌هاشون، ناراحت. بعضی وقت‌ها کارهام عین قهرمان کتابی می‌شد که داشتم می‌خوندم. احساس خوبی بود این‌همه دوست‌های جورواجور از کشورهای جورواجور داشتن. هنوز هم همین‌جوری‌ام. با شخصیت‌های داستان‌ها زندگی می‌کنم. یکی‌ش همین استنلی. وقتی استنلی پاتز از خونه رفت،‌ نگران شدم...
قسمت هایی از کتاب چشم های سبز هی هو ها ما (لذت متن)
با هر حرکت بدنش،بیشتر آشوب میشدم .نیرویی داغم کرد و هلم داد جلو . چوب دستی به دست از بالای درخت آمدم پایین. پاورچین پاورچین بهش نزدیک شدم.چوب دستی را بردم بالا.تا خواستم بزنمش،تند و فرز جا خالی داد. چوب دستی فقط خورد به دمش.میوووی بلندی کرد و به سرعت باد غیبش زد. بابا از ایوان روبه روی کلاس ها داد زد:«آهای بچه ،چه کار به کار این بدبخت بیچاره ها داری ؟چشمت به گربه میافته،قاتل بابات و میبینی انگار!» پام را محکم کوبیدم زمین.چوب دستی را پرت کردم طرف درخت و فریاد زدم:«قاتل بابام را نه،قاتل مرغ عشقام،قاتل عزیز ترین چیزی که داشتم .میفهمی؟!